۵ پاسخ

بله عزیزم رفتم و نشستم تا تموم شه کلاسش

دقیقا منم امروز همین مشکلو داشتم

ولی خودم یادمه زمان خودم مامانم تا مدت ها تو حیاط مهد میموند اگه میرفت گریه میکردم😅خودم دیگه کم کم ادم شدم و سراغ مامانمو نمیگرفتم😆

دخترم ۱ماه اول خیلی اذیت میکرد و باکسی دوست نمیشد اما زنگ نمیزدن بعد ۱ماه خیلی خوب شد خود بخود مربیاشم باهاش خیلی خوب بودن

عزیزم،اولین باره؟
همونجا راضیش کن ک اروم شه و بمونه، یوقت عادت نشه براش ک هروقت گریه کنه میری دنبالش

سوال های مرتبط

مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
تو یک دوراهی گیر کردم
رزا هنوز با مهدش ارتباط نگرفته
راستش اصلا از مهدشون راضی نیستم
کلا همیشه تصمیم های مهم زندگیمو همینجور بی در و پیکر میگیرم!!
چند ماه قبل اینکه بذارمشون مهد چند تا مهد رو رفتم
همه چی رو حتی نور روچک میکردم
تا اینکه یه شب عصبانی بودم چون مامانم منت گذاشته بود سر نگهداری بچه ها، زدم تو نت
این مهد اومد بالا
مدیرشون خیر سرش روانشناس بود
رو همین حساب چشم بسته رفتم نوشتمشون
رزا اصلا ارتباط برقرار نکرد
بسیار مهد بیخودی بود
حالا قرار داشتم از اول تیر ک تعطیل میشن پرستارشون رو بگم بیاد
خیلی با اون راحت بودم، بچه ها هم دوسش داشتن
ناعارمم میذاشت
خیلی راحت بودم
ولی باز دلم میگه مهد برای بچه ها بهتره
ببرم یه مهد ترو تمیز و دلباز که برنامه های متنوع داشته باشه شاید خوب بشه
چیکار کنم
از نظر هزینه هر دو مثل هم میشه
بذارم از اول مهر برن مهد و این سه ماه رو پرستار بگیرم
یا برن مهد؟؟؟؟


کولیک، رفلاکس، نوزاد، آپتامیل، ببلاک، شیشه شیر اونت، زایمان