۸ پاسخ

مادربزرگم همیشه میگفت بچه عزیزه ادبش عزیزتر نمیدونم چرا بضی پدرمادرا تو خونهه خودشون کون بچه رو داغ میکنن ب وسایل خونشون دست بزنه ولی مهمونی ولشون میکنن میگن بچه باید راحت باشه من ی مهمونی دادم مهمون ساعت ۳شب رفت من تا۵ صبح خونم و میدیدم گریه میکردم😒 بچشون الو رو فشار میداد میزد ب فرش نباش و میکرد دهنش میزد ب مبل تموم روکش میزعسلی هارو دراورد تموم وسایل خونم و جمع کردن گفتن بچمون دست میزنه😵‍💫 خرما رو فشار میداد میزد در و دیوار صدامم درومد باباش گفت چرا دعوا میکنی بچم راحت نباشه چیکار کنه بچست دیگ این بچه نیست توله سگههههه مردم سگ و تربیت میکنن اینا زاده خودشون و نه بچه حیوونشون پرده خونه رو اویزون شده بود از رو مبل

غیر ممکنه کسی نخواد برینه تو این طرز تفکر پدر مادرا
تربیت از بچه عزیزتره

من که از بچه هیچکس عیب نمی‌گیرم 😅😂😂میترسم سرم بیاد
دیگه بچه هستن حالا یه عده تخس هستن یک عده پیش فعال یک عده آروم
کلا بچه ها غیر قابل پیش بینی هستن یکی کوچیک هس شر میشه بزرگ میشه آروم میشع
باز برعکسش

دقیقن من امروز رفتم دکتر سوار اسانسوز شدم یه اقایی تنها و یه اقاو خانمی هم با بچه ۶ ۷ ساله شون توی اسانسور بودن.بچهه زود زود همه دکمه هارو فشار می داد او اقایه دیگم گفت نزار اینجوری کنه.بابای بچه اخم کرد با یه لحن خیلی بدی جوابشو داد که بچه س چیکارش داری.خیلی اعصابم داغون شد اون لحظه .بعضی پدرومادرا فکر میکنن کارای بچه شون واسه خودشون شیرینه واسه بقیه م اینطوریه

واقعا این جور تربیت به درد خودشون میخوره بچه رو ول میزارن به بهانه این که بچس وباید آزاد باشه
من با جاری هام توی یک ساختمون زندگی می‌کنیم وحدود۷یا۸ساله باهمیم واوایل به شدت مراعات نمیکردن بخصوص سر بچه اولم بچه می اومد می‌ریخت میپاشید ومیرفت ومنم اعصابم داغون میشد از طرفی که پسرمم تازه دنیا اومده بود واقعا رو اعصاب بود یکسره بچه هاشونو می‌فرستادند واگه چیزی میگفتی کلی ناراحت میشدن آخرش باشوهرم حرف زدم که یا خونه رو عوض کن یا من بیرون میکنم بچه هاشونو من مسئول نگهداری بچه خودمم نه اونا حالا اگه بچه رو مثل اوم تربیت کنن واقعا مشکلی نیست

بنظرم بچه باید درست تربیت بشه واین تربیت فقط مخصوص مامان وبابا هم نیست
خلاصه که یک چند بار مسالمت آمیز بچه هاشونو فرستادم خونه خودشون وجاریهامم بدشون اومد وقطع رابطه کردن بام ولی به آرامشش می ارزید

دقیقا بچه خواهر شوهرم. اومده بودند. مهمونی. بی اجازه به وسایل داخل دراور دست زده بود ساعتمو برداشت آورد. پذیرایی فرداش فهمیدم ساعتمو خراب کرده و یه کلمه نگفته بودند..‌
یا. بچه ها فامیل روی مبل ها بپر بپر میکنند واقعا اینکه هیچی نمیگم رو اعصابه ما نمی‌خواهیم مهمون ناراحت بشه خودمون ناراحت. میشیم

زمانی این حرف درسته که پدر و مادر همه بفهمن و درک و شعور داشته باشن که بچه چه کاراییش غلطه و باید بهش تذکر بدن و تو جمع رو مخ بقیه نباشه ولی اگه بخوان بیخیال باشن اون موقعس که بقیه بچه بی ادب رو تربیت میکنن

🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣افرین حرکت بیجایی میزنی
رفت و امد رو کافیه قطع کنی تا هم اون به تربیتش ادامه بده هم تو به ارامشت😁

سوال های مرتبط

مامان والاجان ونداجان مامان والاجان ونداجان ۲ ماهگی
چرا واقعا باید اینجا مامانایی رو ببینم که حتی خودشون بلد نیستن بهم احترام بذارن تو چیزی ک بهشون اسیب نمیزنه دخالت کنن واقعا همتون باید یه بچه رو تربیت به روز بکنید و ازتون یاد بگیره
من همیشه تو انتخاب اسم دنبال اسمی بودم و هستم ک خیلی زیاد نشنیده باشم معنیش برام مهمه تلفظش تو کشورای دیگه برام مهمه ابجدش حتی برام مهمه این انتخاب منه و تاثیری تو کار کسی نداره و اینکه خب منم از اسمای تکراری و قدیمی خوشم نمیاد ولی نمیام با بدترین شکل عنوان کنم حالا من ادمی که انقد مطمئن تصمیم میگیرم ک وقتی تصمیم گرفتم دیگه نظر کسی برام مهم نیست ولی واسم جالبه کسایی ک اسم بچشون واقعا در حدی قدیمی که هم نام داییم یا برادرشوهرم هست میان اسم وندا رو میگن این دیگه چ اسمیه یا میرن تو تایپیک بقیه یه نظرایی میدن ک میبینم مادره ناراحت شده
بنظرم اسم مشکل نداره مادرشم باهاش حس گرفته شمایی ک هنوز نمیتونی تو چیزی ک بهت ربط نداره و دل ادمی ک اصلا نمیشناسی نشکنی بچه نیاری خیلی به خودت و جامعه کمک بیشتری کردی تا بیاری و مثل خودت تربیت کنی
مامان رادوین مامان رادوین ۳ ماهگی
سلام روزتون بخیر باشه
دقت کردین چقد روزا تند تند دارن از هم سبقت میگیرن و میرن چشم بهم میزنی هفته تموم میشه ماه تموم میشه سال تموم میشه و از همه مهمتر عمرمونه ک داره تموم میشه و این خیلی بده نمی‌دونیم چطوری داریم زندگی میکنیم چقد از زندگی لذت بردیم چقد کار مفید کردیم چقد آدم خوبی بودیم

دغدغه ی این روزات چیه رفیق ؟؟

از دغدغه خودم بخوام بگم فقط تربیت بچه ایه ک داره تو وجودم رشد می‌کنه
قبل از اقدام ب بارداری همیشه با خودم درگیر بودم من چقد توانایی دارم ک بخوام ی بچه رو بوجود بیاورم جوری تربیت کنم ک فردا نگران آینده و زندگی و خیلی چیزای نباشم بنظر خودم بچه دار شدن خیلی راحته اما بچه بزرگ کردن تربیت درست کردن سخت ترین کار دنیاست
من همیشه تلاش کردم آدم درستی باشم تا جایی ک بتونم خوب رفتار کنم اخلاقای بدمو کنار بذار و کمرنگشون کنم نقاط مثبتمو تقویت کنم
اما بازم میترسم از آینده بچه م دلم میخواد واقعا بچه خوب و صالحی تربیت کنم روزی نیست ک از خدا نخوام دست حمایتشو از سر منو خانوادم مخصوصا بچم برنداره بچه مو زیر سایه خودش نگه داره ب من قدرت و توانایی بده بتونم مادر خوبی باشم همسرم پدر خوبی باشه
دغدغه ها بعد مادر و پدر شدن خیلی بیشتر میشه 🥴
امیدوارم همه بتونن بهترین والدین باشن 🤲