۱۲ پاسخ

زایمان اولم هیچ درکی نداشتم ورزشم نکردم خیلی بهم سخت گذشت مردمو زنده شدم
ولی زایمان دوم از ۳۵ هفته ورزش کردم موقع درد هم ازتکنیک تنفس استفاده میکردم راستی جوشانده تخم شوید هم یه شب قبل زایمان خورده بودم رفتم بیمارستان یک ساعته زایمان کردم

ساعت ۸ شب کیسه ابم‌ توی ۳۷ هفتگی پاره شد
۱۰ بستری شدم
۱:۳۰ شب هم لیلیا بدنیا اومد
دردش واقعا وحشتناک ادم تا نکشه نمیتونه درک کنه
اما جالب الان خودمم باز نمیتونم درک کنم ک چ درد وحشتناکی کشیدم

ساعت ۸ شب کیسه ابم‌ توی ۳۷ هفتگی پاره شد
۱۰ بستری شدم
۱:۳۰ شب هم لیلیا بدنیا اومد
دردش واقعا وحشتناک ادم تا نکشه نمیتونه درک کنه
اما جالب الان خودمم باز نمیتونم درک کنم ک چ درد وحشتناکی کشیدم

۳۹ هفته و ۴ روز بودم شب قبلش شروع کردم سبزی قرمه سبزی خردیم ۱۰ کیلیو خورد کن بشور پاک کن سرخ کن با مامانم وشوهرم شد ساعت ۳ نصف شب ک دردای کوچولو سراغم اومد ب ماما همراهم پیام دادم صب گفت بیا من مقاومت میکردم تا ظهر رفتم بیمارستان شادو خوشحال و خندان ک هیچی نیس رسیدم بستری ک شدم یکم انقباض داشتم و فکر میکردم دردا همینن ک شروع شد وای که چقد از لحاظ روحی اسیب دیدم ماما همراه و شوهرم بودن پیشم نتونستم تحمل کنم گفتم امپول اسپاینال بزنن اینو زد چیزی نفهمیدیم خیلی خوب بود اگر نمیزدم میمردم و جقد افسوس میخورم ک چرا نرفتم سزارین بعدش بخاطر فشاری ک اومده بود بهم شقاق مقعدی هم گرفتم

خوب بود اونجور وحشت ناک که تعریف میکنن نبود شکل بدن بهم نریخت گشاد نشد هیچگونه عارضه خاصی نداشت همه چی عالی ۲ ساعت درد داری بعد تموم تمومی

واای نگم برات🤕
پنج صبح رفتم پنج و نیم غروب پسرم دنیا اومد ۱۲ ساعت فقط درد کشیدم

واای نگم برات🤕
پنج صبح رفتم پنج و نیم غروب پسرم دنیا اومد ۱۲ ساعت فقط درد کشیدم

خوب بود اونجور وحشت ناک که تعریف میکنن نبود شکل بدن بهم نریخت گشاد نشد هیچگونه عارضه خاصی نداشت همه چی عالی ۲ ساعت درد داری بعد تموم تمومی

خیلی اذیت شدم بچم ضربان قلبش افت کرد اکسیژن نرسید بهش بردنش آی سی یو کلا خیر مادر شدنمو ندیدم الانم بچم راه نمیره 😑
هیع الله😞
درخواست بده گلم

۳۹هفته ساعت ۱۱شب کیسه آبم پاره شد ساعت دو رسیدم بیمارستان ماما خصوصی گرفته بودم کلی ورزش و ماساژ و این چیزا با هم انجام دادیم و اینک درد هم داشتم ولی حضور همسرم و آبجیم و همچنین مامای مهربونم و صبورم کنارم خیلی دلگرم کننده بود ینی هرچقدر من بیتابی میکردم اون نازمو بقولی می‌خرید خیلی خوب بود تا اینکه نزدیک ساعت ۵ صبح پسر عزیز تر از جانم بدنیا اومد

من ساعت۱کیسه ابم پاره شد
ساعت۲یهو درد شروع شد و خیلی زیاددددد
رفتم بیمارستان انزلی گفتن اینجا دکتر نیست خیرسرشون😒😒😒
رسیدم رشت۳بود ساعت ۳ونیم زورم کرفت۴ایریکم بدنیا اومد🥺🥺🥺

از کجاش دقیقا

سوال های مرتبط