و منی که هیچ دوستی ندارم ☹️
چقدر دلم خواست
وای که من انقد کمرو و درونگرا(البته شاید اضطراب اجتماعی باشه) هستم که از همین الان استرس همین برنامه ها رو دارم و از طرفی دلم نمیخواد دخترم تنهااا بمونه شرایط بدی دارم و واقعا ارتباط گرفتن با آدما واسم محاله و سخت
این زمان ها و دیدار ها هرچند کوتاه و سطحی خیلی برای روحیه خوبه🤍
خوش به حالت...من که بیماری وسواس دارم..پسرم ۳ماهه فقط ۱شب خواهرم اینارو دیده...همه ش ترس از مریضی دارم..تازه میخوام این هفته ببرمش خونه مادرم...برام رویا شده که بتونم بچه مو ببرم با بقیه بچه ها بازی کنه فکر مریضی نباشم😔
من تقریبا با هیچکدوم از دوستای قدیمیم ارتباط ندارم
دوستای دانشگاه که دوتا تو همین رشت هستن بقیه متاهلن و شهرای دیگه ، دوستای دبیرستانمم یهو خیلی فاز اعتقادیمون متفاوت شد و جمع های مذهبیشون برام خیلی سنگین شد
اما گاهی دلم خیلی تنگ میشه برا باهم بودنامون بدون در نظر گرفتن تفاوتامون...
اما درباره مهد هم ما جمع خانوادگی رو شروع کردیم، خانواده مدیر مهد(چون دختر کوچولوش تو مهد هست) و یکی از همکلاسی های ایلیا
سه تا خانواده بیرون میریم تولد میگیریم
و البته ساعت ها تو. دفتر مهد میشینیم و از دغدغه هامون میگیم😅😅
اتفاقا ماهم با مامانای مهد دوست داشتیم فرداشب قراره بریم رستوران کلی خوش میگذره واقعا نیازع
چطوری باهاشون دوست شدی؟ منم دخترمو میبرم مهد با مامانای دیگه اصلا برخورد نداریم سلامم نمیدن🤨
خیلی کار خوبی میکنی
خیلی خوبه خلوت بادوست اگه واقعی راز دارباشن
چقد دلم همچین حالی رو میخاد با دوستا و کافه و صحبت و همنشینی🫠🫠
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.