من از وقتی پسرم حرف میزنه خیلی حس خوبی دارم
یهو میاد بهم میگه مامان خعلی دوستت دارم، بیشتر حرفمو گوش میده، بهتر سرگرم میشه، اینکه فهمش بیشتر شده خب سختیشم کمتر شده برا من
گاهی ام اذیت داره ولی خب خداروشکر در کل خوبه
به سختیاشم عادت کردم با اینکه مادر ندارم و کلا کمکی ندارم
منم مثل همه مامانا، پسرم تموم زندگیمه
و الان با دنیا عوضش نمیکنم
و با تموم خستگیم خداروشکر برای داشتنش و سلامتیش
اما حس و حالم
تا ۷_۸ ماهگی عالی بود همه چی
ولی بعدش نه
انقدر که شیطونه و اذیت کن واقعا میگم چه غلطی کردم بچه آوردم
بخاطرش روابطمون با شوهرم بشدت خراب شده
بخاطرش حس زندونی و اسیر دارم
حس میکنم پابنده به پام
افسردگی شدید، پرخاشگری شدید
عصاب در خراب ترین حالت ممکن
هرچی روانپزشک میرم دارو میخورم روانشناس میرم فایده نداره
زندگیمو انگار باختم
نمیدونم کی درست میشه
حسرت حال خوب و راحت و ازادی گذشته رو دلمه
خیلی حس خوبی با تمام سختیاش من عاشق بچم از نوزادی تا یک سالگی اصلا ابدا بهم سخت نگذشت نفهمیدم ولی از یک تا دو سالگی خیلی سخت گذشت واقعا بهم اذیت شدم عصبی و افسرده شدم ولی یه مدتی دوسالش شده خیلی بهتر شده حرفمو میفهمه داناشده من حرفشو میفهمم راحتترشدم دوست دارم بخورمش با حرف زدنش شیرین زبونو
خیلی شیرینه ولی همش نگرانم استرس دارم براش درکل حال هرروزم عین هم نی یه روز پر انرژی یه روز خسته ولی خیلی خوبه با همه ی خستگی و دلهرگی هاش خداروهزار مرتبه شکر
الان که بزرگتر شده خیلی بهتره جایی بریم بچه داشته باشند با بچه ها کلا سرگرم میشه و بازی میکنه اما در کل خیلی سخته وقتی دست تنها باشی کیی نباشه حتی یک ساعت بتونی بچه رو پیشش بزاری از وقتی به دنیا اومده همه روزهای قبل که داشتم تموم شده بازم خداروشکر افسردگی شدید گرفته بودم 5ماهگی دخترم پدرم فوت کرد و من از اون روز دیگه هیچ وقت اون آدم قبلی نشدم یه تیکه از وجودم برای همیشه رفت و خالی شد
من عاشق پسرمم با تموم سختیاش خیلی شیرینه... یکسال اول چون پسرم رفلاکس شدید داشت خیلی سخت گذشت... ولی الان خوبه همچی خداروشکر وقتی بغلم میکنه میگ مامان دوست دارم یا خسته نباشید غرق لذت میشم 😍👩👦
من و همسرم شرط کرده بودیم باهم یعنی به تفاهم رسیدیم ک بچه دارنشیم مگر بتونیم مهاجرت کنیم ....
حالا خدا دوتا عشق گوگولی خداخاستخ در کمال ناباوری گذاشت تو بغل ما
من یایسگی زودراس گرفته بودم و قرص ضدبارداری نخوردن ک پریود بشم سر موقعش
از طرفی دکترم هم گفته بود باید فسریز کنی چون ذخیره تخمکت کمه واکه دیر اقدام کنی ممکنه بچه در نشی وهمسرم مخالفت کرد گفت ما که بچه نمیخایم اگه خدا خاست وما خواستیم بعد ده بیست سال خودش خاست بده نخواستم نده ...گذشت دو سه سال
و من ۱۶,هفته باردار بودم ونمیدونستم🤣🥹قربونش برم من چی بما داد...
عاشقشونیم من فکرشم نمیکردم آنقدر بچه دوست داشته باشم اما اما ما
خسته ترینم ...دلم میخاد یک هفته بخابم فقط 😵💫🙄💝🤗🤗🧿
عزیزم منم همینم دقیقا.انقدر که کاهی خودمو میزنم.....من که نه مادری نه پدری هیچی......ولی این روزا تموم میشه خدا بزرگه.فدا سرشون
کارای جانبی مثل تمیزکاری و .. رو کم کن، یه کم مثلا یکی دوساعت بذار پیش مادرشوهرت فقط استراحت کن. یا روزای تعطیل پیش شوهرت بذار برو بیرون یا بفرست برن خونه مادرش. سختش رفته گلم از سه سال میتونی سه چهار ساعت بذاری مهد و استراحت گنی
منم عاشق دخترمم ولی مثه شما دیگ اثن خواب راخت و سنگین ندارم با اینک من ب شدت خابالو بودم الان در طول ییست چهار ساعت پنج ساعتم نمیخابم
هیچی فقط زندگی سخت شده نه خواب درست نه بیرون رفتن نه فیلم دیدن نه مسافرت رفتن همش دعوا
وای خیلی خستم خیلی
مخصوصا ک بچه من خیلی خیلی بداخلاقه
من بعد از دو سال تازه دارم میخوابم
صد درصد مخصوصا بزرگتر شده سخت تره
دلم برای بچگیش پر میزنه
گاهی روزا خستمم
تایم استراحتم شده شبا ک خوابه یه فیلم ببینم ولی بزرک شدنش یه خوبی داشت ک مثلا باشگاهی بیرونی بخام برم راحت ترم پیش شوهرم میزارم دیگ دو سه ساعت برای خودم در روز اهنگ حتما کوش میکنم میرقصم حالم خوب بشه
سعی کن در روز هرچیزی حالتو خوب میکنه انجام بدی بهتره برات
افسرده ترین حالت ممکن و حالم از همه چی بهم میخوره بخصوص خودم
اینا هم میگذره عزیزم
والا از من به تو نصیحت
هییییچ چیزی رو برا خودت سخت نگیر
شل بگیر لذت ببر
مگه انسان چقدر عمر میکنه که خودشو ازار بده
من پیش شوهرم میزارم خیلی از اول به شوهرم مسولیت بچه دادم الان دیگه عادت کردیم من در نقش مامانم باباش در نقش بابا اینطوری نیست همش با من باشه بابا بیخیال و همش بهش یاد میدم با بچه وقت بگذرونه اینطوری خودتم نفس میکشی
من تا شیش ماه پیش هنوز افسردگی بعد زایمان باهام بود ولی چندماهیه خداروشکر بهترم انگار بچه داری هم برام اسونتر شده هرچی میره جلوتر بعد.
بعد دوسال تازه حس میکنم پذیرفتم زندگی جدیدمو
پیش مادرتون بزارید گاهی با شوهرتون برید بیرون
من مادر خیلی کمکم میکنه از اول عادت دادم اونجا بمونه گاهی میریم بیرون میزارمش اونجا یا باشگاه برم میزارم خونه مادرشوهرمم باشگاه برم میزارمش اینجوری خودمم خسته نمیشم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.