۱۱ پاسخ

خب سوالت کلی بود و اینکه باید پیش مشاور بطور کامل مطرحش کنی
اینطور سر بسته‌ست ما نمیدونیم چی بگیم🤷‍♀️
از اول چطور بودی باهاشون؟

حتی یک روز نمیتونم قطعا قاتل میشم
متنفرم ازش

خب خونتو جدا کن نظر دادن نداره

چه نظری بدیم ؟

باشوهرت بحرف بگو برات سخته زندگی کردن با مادر شوهر

چای منم مثل تو یا این تفاوت که من محل نمیدم یه حرفاشون غلط کردن مامانمینا نتونن بیان با غررغراش کمتر میرم خونه مامانم نه تز ترس اون انقدر به شوهرم غر میزد این بیچاره رو عصبی میکرد

بیخیالش باش
نمیتونم برم خونه بابام يعني همسرت اجازه نمیده؟اگ اجازه نمیده باهاش صحبت کن بگو من از حق خودم گذشتم اومدم با مادرت زندگی کردم لطف کردم در حقت
من 3سال با مادرشوهر زندگی کردم ک کاش تیکه تیکه میشدم چنین غلطی نمیکردم ولی خونه نموندم اصلا کل هفته دانشگاه عصر 5شنبه ک تعطیل میشدم خونه بابام تا جمعه
ولی بقیه روزا بعد دانشگاه میومدم خونه همونم آخر ی کرمی می‌ریخت منه خرم ب شوهرم نمیگفتم مبادا آقا ناراحت بشه توفکر بره بعد فک میکنی الان ازم تشکر کرد؟بیشتر دوسم داشت؟ن منو ب تخم چپش ک هیچچچ ب تخم راستشم نگرفت😊بفکر خودتو بچت باش فقط

نظر چی بدیم؟نه میتونی جدا بشی ، نه شوهرت گوش میده ،باید تحمل کنی تا بتونی بلند شی دیگه

قطعا محل زندگیمو جدا میکردم
نه بهشون خبر میدادم از قبل نه توضیح
همون روز اسباب کشی میگفتم خدافظ عزیزم

کی از خانواده شوهر خیر دیده آخه

شرایط جدا شدن ندارین؟من اگه بودم با حداقل امکانات جدا زندگی میکردم ولی پیش کسی هرگز حتی پیش خونواده خودم...اصلا بنظرم با هیچکس نمیشه زندگی کرد

سوال های مرتبط