۱۵ پاسخ

من که فک میکنم همه بچه ها وابسته و کنجکاو و بیش فعال و بهانه گیرن ولی هر کی فک میکنه فقط بچه خودش اونجوری بقیه بچه هد اروم و ساکت یه جا میشینن😅

چون عادتش دادی این طوری شده دیگه

شاید همون لحظه خوابیده
بچه دوستم بچه ی نه آرومه ن زیاد بد
ولی دختر من خییییلی بد اخلاقه و گریه می‌کنه
همش هم بغلمه زمین واینمیسته
حالا یه شب ک اومدن خونمون همونجا قبل اومدن با زور شربت خوابوندم
حالا میگفتن چقد آرومه

وای دقیقا پسر منم همینه مدام چسبیده بهم و نق میزنه موندم کی قراره خوب بشه؟ هر جایی برم از بس گریه میکنه همه رو کلافه میکنه... همه میگن هر موقعه راه افتاد وابستگیش یکم کمتر میشه

بچه ها باهم فرق دارن خب
دختر منم دهنم رو سرویییس میکنه

شانس دارن من از روزی که به دنیا امد اذیتم کرد از همون یه روزگی تا الان ماشالله خواهر شوهرم زایمان کرده یه صدای کوچیک نشنیدیم هممون همش خوابه حالا من از اول به خاطر شیر بعد کولیک و.... الانم که نمیزاره هیچ کاری بکنم

اخخخ که گفتی خدا نکنه من جایی برم همش نق همش جیغ یعنی خداشاهده کسی جرعت نداره بره سمت پسرم بس سلیطس 😐خدا رحم کرده دختر نشده
هرکی میره نزدیکش مامانم داد میزنه توروخداااا نرین دو دقه ارومه
بغل هیچ احدی ام نمیره جز منو شوهرم 😐همچی شانسیه خواهر
کلا بیزار شدم متنفرم از هر بچس😑

درکت میکنم منم همین شرایط دارم امشب رفتیم مهمونی انقدر اذیت کرد و گریه کر که یک ساعت نشده برگشتیم

تجربه خودم بگم
من هر چقدر استرسم بیشتر باشه هر چقدر نکران باشم انگار بچمم میفهمه بیشتر نق میزنه و غر میزنه

همه بچه ها باهم فرق دارن ماشاالله بچه ت زرنگ انرژی بالا

تنها نیسی خواهر پسر منم اینجوری
ینی هرجا برم کوفتم میکنه🥲🥲

دوست خانوادگیمون انقدر دخترش آرومه که الان چهارماهشه دخترش زنه نه هفته حاملس دوتا سگ داره دوتا پرنده ناقص داره ماشاالله خودشم تک و تنهاس من زوارم در رفته با پسرم

منم به هیچ کار نمی‌رسم از خواب که بیدار میشه اگه نبینه کسیو مخصوصا منو درجا گریه می‌کنه در این حد

هیچی شانسیه خواهر ،🫤

دقیقا
پسر منم از اول سلیطه بود پسر دختر خالم ده روز از پسرم کوچیک تره اروممم بچه برادر شوهرم دختره پنج روز از پسرم بزرگ تره اونم به نسبت آرومه بچه دوست خانوادگیمون دختره دو ماه و نیم از پسرم کوچیک تره اونم آرومه پسرم ماشاالله فوضول و زبله

سوال های مرتبط

مامان هانا جون مامان هانا جون ۱ سالگی
#دردودل آخر شب
مامانا شوهرای شماهم نمیتونن بچه رو‌نگهدارن😕من بچم شبانه روز پیشمه بدترین سختی هارو تحمل میکنم گریه هاشو نق نق هاشو اذیت کردناش لجبازیاش و... از بیرون و بازار و تفریح و.... زدم دارم از دخترم نگهداری میکنم آرزوی ی خواب عمیق ب دلم مونده دلم لک‌زده برای نیم‌ساعت تنهایی.بعدش می‌خوام ی نیم ساعت برم حموم دوش بگیرم بیام بچه رو سپردم ب باباش،صدای گریه بچه تا داخل حموم میومد ده بار میاد میگه زود باش دیگ بچه گریه می‌کنه بیا دیگ چیکار می‌کنی یعنی ی حموم نیم ساعته هم نمیتونم برم😭😭حالا تند تند میام بیرون میبینم بچه گرسنش شد و‌خوابش میاد بهش شیر دادم گزاشتم رو پام سریع خوابید واقعا شوهرم نمیتونست این کارو انجام بده ک بچه بخوابه من راحت دوش بگیرم منتظر بود فقط از حموم بیام سریع بچه رو بگیرم این خودش دراز بکشه فیلم ببینه.همش باید با موهای خیس بخوابم 😭خیلی دلم گرفته خیلی
می‌دونم شماهم این سختی های بچه داری رو‌دارین فقط می‌خوام بدونم شوهرای شماهم مث شوهر من هستن😭😭😭اصلاا فکرشو نمی‌کردم ی روز اینحوری بشه بعضی وقتا حس میکنم کلفت این خونه هستم😭😭