همسرم همش رو تخت میخوابید بغل دخترش 😐😐انگار اون زاییده بود
فقط زمانی که خوابه دوستدارم نازش کنم وگرنه بیداره نمیفهمم چشه همش گریه میکنه😂🫣
در هنگی کامل بسر میبردیم
من باورم نمیشد این بچه من باشه همش گریه پیکردم حس میکردم مامان خوبی نیستم یا میترسیدم ازدستش بدم من افسردگی زایمان داشتم خیلی حس بدی بود نتونستم لذت ببرم همسرمم اصلا همکاری نکرد
من وشوهرم شب بحثمون شد قهر بودیم وقتی از اتاق عمل دراومدم پسرم رو سینه ام بود از اتاق عمل اروم وساکت
نشونش ک دادم هر دوتامون زدیم زیر گریه خیلی حس باحالیه
من همش فکرمیکردم الان میان میبرنش
چون بعد از چندتا سقط و بعد از چندین سال بود باورم نمیشد ماله ماست
من که بیشتر شوک بودم
عه این چقدر کوچولوئه
عه این همون بود که تو شکمم بود
عه الان مثلا داره شیر میخوره
همسرم اصلا احساساتی نیست ولی گفت موقع دیدن بچه اولمون داشته گریه ش میگرفته.
خیلی حس خوبی بودش شوهرم خیلی هوامو داشت تا همین الان که باز باردار شدم دوباره
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.