۱۰ پاسخ

چرا اخه، دختر منم اینجوری شده خسته شدم دیگه🥲

گلم بخاطر اظطراب جدایی و جهش رشدیه
یه مدت اینجوری میشه تا عادت کنه
پسر منم اینجوری بود هنوزم هستا ولی کمی کمتر شده
باهاش حرف بزن بگو میخای بری فلان جا بهش توضیح بده مثلا تو اشپز خونه ای بلند بلند حرف بزن بگو من اینجام جایی نمیرم دارم برات غذا درس میکنم و...
من که اینکارو میکنم کمو بیش جواب میده دیگ نق نمیزنه برعکس میاد کنارم میمونه بازی میکنه

بچه ی ۹ ماهه چه اضطرابی اخه دکتر چرت میگه
بچس عزیزم وابسته ی مادره امنیت و همه ی وجودش بسته به مامانشه کار خونرو ول کن همه چیو ول کن به درک تا اخر عمرمون انقدر کار هست بکنیم بشین فقط پیش بچت سرگرمش کن بازی کنید باهم کلی وقت بگذرونید سعی کن غذارو باهم بخورید شوهرت وقتی خونس غذا که میپذی ۲ وعده ای درست کن که ناهار فردات هم داشته باشی رو زمین پیش هم بخورید این روزای شیرینی که بچت این سنی هست عزیزم هیچ وقت برنمیگرده لذت ببر که زود تموم میشه

دقیقا پسرم اینجوری حالا همه اطرافیان هیچی نظر میدن نذار وابسته بشه بچه داره گریه میکنه نمیدن بغلم خدایااااا

😐دختر من که فقط امروز روانیم کرد چسبیده به من شوهرم سفارش قرمه سبزی داده با ته دیگ تخم مرغی😑😑😑

یا رفلاکسه یاالرژی

دقیقا پسرمنم اونطوره پدرمو در آورده نمیدونم دردش چیع

بچه های الان خیلییییی سرتقن دختر من بو اینا نمیکنه قشنگ از خواب بیدار میشه نگا میکنه این طرف اون طرفو اگه اونجا باشم پیشش میخوابه دوباره نباشه گریه میکنه

ببرش دکتر خب
شاید گوش درد داره مثل پسرم عفونت

وقتی میندازی زمین میخوای بیدار شی یدونه لباس از خودت بزا کنارش ببین بازم بیدار میشه یا نه بوی تورو بده اون لباس

سوال های مرتبط