۸ پاسخ

چون بی فرهنگ خودخواه ازخودراضی بیشعورن

کار اونا که اشتباهه باید پایین بزاره بگه بعدشم گلم اونا‌ که نمیتونن هر دفه که یه اتفاق ساده افتاد ببرن دکتر همش از تجربه مامانی دگ استفاده میکنن عیبی نداره که فقط نباید اون بالا بزارن اشتباهه و اینک لحن برخورد شما هم اشتباهه این طرز صحبت یکم آروم باشید بهدشم شما که خسته ای و میخوای شام بخوری چرا گوشی دستت میگیری با خیال راحت بخور بعد بیا نمیشه که زور گف هرچقدرم حرص بخوریم فایده نداره کار خودشونو میکنن عزیزم چی بگیم والا

بهشونم بگی میپرن بهت میگن بچه خودتونم پی پی میکنه چرا حالت بد بشه😒🤦🏻‍♀️
خب چرا باید از ع ن بچت خوشم بیاد؟
بچه هرکس برای پدر مادرش عزیزه نه دیگران بخدا

پی پی که خوبه این حامله ها عکس لخته خون و این چیزا رو میزارن اونا رو باید فندقی بزنی تو سرشون.

یکی عکس لخته خونی خودشو گزاشته بود یعنی مردم خب لعنتی حداقل بگو این پایین گزاشتم هرکی خاس ببینه

تو دلم مونده بودددددددددد😭😭😭 اخه بهشونم میگی هم به خودشون برمیخوره هم به بقیه که ماده نگرانه فلانه تو نگاه نکن😑😑😑

فقط این نیس یکی عکس باسن خودشو‌گذاشته بود ببینید چیه دراومده از باسنم 😂😂انگار اینجا پر دکتره واقعا بعد اخه میان یسریا نسخه هم میپیچن

😂🥲وای منم دیدم حالم بد شد مثل کوکوسبزی بود چندش

سوال های مرتبط

مامان مهبد مامان مهبد ۱۳ ماهگی
سلام مجدد
مهبد تا دو ماهگی روز و شب رو نمیشناخت ،با اینکه هر صبح بهش میگفتم خورشید در اومد الان روزه ،ولی هر موقع دوست داشت میخوابید و یهو شبها بیدار می موند ، ولی از ۲ ماهگی کم کم معرفی روز و شب کار کرد و دیگه شبها خواب بیشتر و عمیق تری داره ولی روزها به شدت خواب کوتاه و سبک داره، بخاطر کولیک نوزادی ش هم خانواده خودم گهواره رو بهش معرفی کردن، یعنی توسط پذیرایی خونه شون از این ستون به اون ستون یه گهواره سنتی بستن و آقا راحت اونجا میخوابید،مکافات از زمانی شروع شد که بعد از ۲۰ روز من برگشتم خونه خودمون و آقا به همون گهواره عادت کرده بود ،همسر گرام هم دید نمیشه اینجوری پسر اصلا نمیخوابه، اناق خواب خودمون رو تغییر کاربری داد، تخت خواب جمع شد و گهواره آقا از این سر اناق به اون سر اتاق بسته شد، اوایل خوشحال بودم که آخیش ، راحت شدم.... اما اول مکافات من بود ،وقتی مهمونی میرفتیم دیگه پسرم خواب نداشت و این شد که تو مهمونی ها ما پتو به دست بودیم که آقا بخوابه، دیدم نمیشه باید پتو و گهواره رو جمع کنم و کم کم شروع کردم به کمرنگ کردن شدن، اول پتو رو حذف کردم که خوشبختانه موفق بودم ولی امان از گهواره، اول با سرعت آهسته خواستم حذف ش کنم ولی مگه پسری می خوابید، و گریه ها سر داد یه چند روز تحمل کردم و صبر پیشه کردم ولی خورد به pms و پریودی و تنهایی، عنان از کف به در دادم و به عصبانیت پروژه حذف گهواره با شکست روبرو شد، در حال حاضر هم گهواره برای آقا حکم سرگرمی رو داره یک ساعت باید داخل گهواره باشه تا دیده بر هم نهد ...... بگید ببینم شما چکار میکنید با خواب کوجولوتون؟