۴ پاسخ

👌👌
بنظرم با مادر شدن بخش عظیمی از وجود خودتو نادیده میگیری

قرار نیست هر کی هرچی گفته درست باشه در وجود من به جز عشق چیز دیگری نیست وهر لحظه شکرگزارم که چنین عشقی رو چشیدم وبه نظرم بالاتر از عشق مادر و فرزندی عشقی نیست

دقيقا .....🥲😪

👍👍👍👍

سوال های مرتبط

مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۲ ماهگی
امروز دیدم دختر کوچولویی به اسم آیما آسمانی شد
نتونستم اینجا فعالیتی کنم ببخشید تو کانال هم چیزی نزاشتم
برای آیما…
برای تمام مادرهایی که یک روز، قلبشان را در آغوش گرفتند و بعد… با دست‌های خالی به خانه برگشتند.

هیچ واژه‌ای برای مرگِ یک کودک ساخته نشده.
انگار زبان، وسط این غم کم می‌آورد.
چطور می‌شود توضیح داد مادری را که هنوز بوی شیر روی لباسش مانده،
اما آغوشش ناگهان خالی شده است؟

امشب به آیما فکر می‌کنم؛
به قلب کوچکش که جنگید…
و به مادری که احتمالاً هنوز باورش نمی‌شود دنیا می‌تواند بدون نفس‌های دخترش ادامه پیدا کند.

می‌گویند زمان درد را کم می‌کند،
اما بعضی دردها کم نمی‌شوند؛
فقط آدم یاد می‌گیرد با یک تکه‌ی خاموش از خودش زندگی کند.

اگر مادری این متن را می‌خواند که فرزندش را از دست داده،
می‌خواهم بداند:
کودکتان فقط از این دنیا رفته،
نه از مادریِ شما.
شما هنوز مادر اویید.
تا آخرین تپش قلبتان.

و برای همه‌ی کودکانی که خیلی زود رفتند…
باشد که جایی دور از رنج،
در روشن‌ترین جای بهشت،
دوباره بخندند. 🌙
#فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد
مامان نور من👶🏻🎀 مامان نور من👶🏻🎀 ۱۲ ماهگی
امشب دخترم برای اولین بار، مستقل از جاش بلند شد و چند دقیقه ایستاد...😍
راستش هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم روزی برسد که برای همین نیم‌وجب قدی که حالا پاهای کوچکش را محکم روی زمین گذاشته🥰 و با احتیاط دست‌هایش را رها می‌کند، این‌قدر قند توی دلم آب شود.🎀💕

فکرش را هم نمی‌کردم تماشای چنین صحنه ساده‌ای، بتواند این‌طور دلم را ببرد و اشک شوق را گوشه چشم‌هایم بنشاند👶🏻💗. انگار تمام دنیا برای چند لحظه در همان قاب کوچک خلاصه شده بود؛ دختری که آرام و محتاط ایستاده بود و مادری که از دیدنش غرقِ ذوق و عشق شده بود.❤️

نمی‌دانم بعد از این ایستادن مستقل، چه زمانی قدم‌های کوچکش را برمی‌دارد و راه افتادنش را تماشا می‌کنم؛ اما یک چیز را خوب می‌دانم...

دوست دارم جهان درست همین‌جا، در همین ثانیه‌ها، کمی صبر کند. صبر کند تا بتوانم با تمام وجودم این لحظه را زندگی کنم.
صبر کند تا تک‌تک جزئیاتش را به خاطر بسپارم؛
برق چشم‌هایش، لبخند شیرینش،
لرزش کوچکی که در پاهایش بود و
موجی از شوق که در قلب من می‌دوید.

بعضی لحظه‌ها آن‌قدر ناب‌اند که آدم دلش می‌خواهد زمان را متوقف کند؛ فقط برای اینکه مبادا چیزی از زیبایی‌شان از یاد برود.

و امشب، یکی از همان لحظه‌ها بود...
🎀بماند به یادگار🎀
فرزندپروری شیرخشک پوشک بارداری
مامان 💞ملینا💞 مامان 💞ملینا💞 ۱۳ ماهگی