۱۰ پاسخ

من شامزیاد درست میکنم هم همسرم می‌بره سر کار هم برای ناهار خودمو پسرم

اگه همسرم توی آسایش و رفاه گذاشته باشتم اره چون واقعا سخته تقریبا انگار ی شغل ذیگه داری ک هروز آشپزی کنی برای چند نفر

بعضی وقتا میاد ناهار میخوره میره

من فقط شام

من صبحانه ونهارمیزارم براش شاگردش خودش برنمیداره نهاریاشام

بله روزایی ک همسرم هم ناهار هم شام خونه باش هر دو رودرست میکنم روزایی هم ک ی وعده خونس همون ی وعده رو یخرده زیادتر درس میکنم ک برای وعده بعدی خودمم بمونه برا دخترمم ک کلا غذای جدا درست میکنم

یه روز شیفته همسرم برا خودمون یا فقط پسرم غذا میپزم دیگه وقتایی که خونس ناهار زیاد میزارم شامم بخوریم

من ناهار همیشه میذارم مگر ی وقتی خیلی حالم خراب باشه شام اکثرا حاضری یا از بیرون یا ی چی دم دستی تو خونه

شغلش چیه ؟خونه و ماشین از خودتون؟

منم نهار برا خودمون سه تا دوتا کارگرمون میزارم شام اکثر سردستی یا ظهر میمونه

سوال های مرتبط

مامان عشق جان مامان عشق جان ۲ سالگی
از خودم متنفرم
از این همه ضعیف بودنم
از این همه احساساتی بودنم
برا هرکس و هرچیز غصه دنیارو میخورم آخرم نکبت دلسوزیام ب خودم میرسه
کسی مشکل مالی داره من غصه میخورم
کسی ماشین نداره من غصه میخورم
کسی مریضه من غصشو میخورم
اینقدر ضعیف بودم نتونستم بخاطر مشکل دخترم کارمو ادامه بدم از خودم متنفرم
اینقدر ب فکر همه بودم الان بین تمام فامیل چ دور چ نزدیک هیچ کس الهی هزار بار شکر هزاربار شکر البته بچه مریض نیست بین همه دخترمن قلبش تنگی دریچه داره
دلسوز نباشیم اهش خودمون رو میسورونه بنظرم
ی سری من تازه نامزد بودم بچه خواهرم دنیا اومد زنگ زدن گفتن گلوکز خونش بالاست وای وای وای وای اگر بدونید من چیکار میکردم رفتم از ساعت ۸شب تا ساعت ۱۰صبح تو شاهچراغ زار زار گریه ها تمام پیرو پیغمبرا رو آوردم فرداصبح ساعت ۱۲نوبت دکتر داشت ک بریم جواب آزمایشش رو بگیریم ببریم چشمای من نمی‌دید واقعا نمی‌دید با بدبختی می‌تونستم جلو پام ببینم
وقتی جواب آزمایش رو گرفتیم ب زور تونستم بخونم ک لاکتوز بالا بوده الهی شکر نه گلوکز الهی هزار بار شکر یعنی نمی‌دونید چ حسی بود اون لحظه
الان روزی هزار بار دنبال اون معجزه برا دختر خودمم