۲۰ پاسخ

خدا اون روز برای هیچکس نیازه
ی لحظه ام تا زنده ام بچم تنها نمیزارم

صددرصد بچمو میبرم اگه نداد خودمم نمیرم میمونم زندگیشو سیاه میکنم

نه سرمم برع بچه هامو نمیتونم ول کنم🥲🥹💔💔

خدا اون روز رو نیاره. ولی هرگز کل وجودم رو فدای بچم میکنم. اصلا نمیتونم ثانیه‌ای به اینکه ازم جداس فکر کنم

بنظرمن شرایط با شرایط فرق داره یکی میبینی خوشی زده زیر دلش طلاق میخاد بچشم مهم نیست ببره یا نه یکی ام میبینی کارد ب استخوانش رسیده تو اون زندگی صلاحش ب رفتنه تا موندن چون هم با جنگ و دعوا بچه داغون میشه هم جون خودش ب لبش میرسه همین باعث میشه قید بزنه بره مطمعن باش آدم کارش ب جایی برسه که توان ادامه نداشته باشه بدون بچه ام میره

بچه میمونه تو گلوی آدم 🥲

خودت میدونی آوردم با خودم

خدا اون روزو نیاره ولی من بدون بچم هیچم نمیذارم هیشکس بچمو ازم بگیره

به نظرم بستگی به شوهر آدم داره ادم‌بدونه میتونن از پسش بر بیاد خوب میذاره اونجا بستگی داره بچه کجا بهتره براش نظر‌منه البته

همین درد بزرگ مهسا منفقط بخاطر پسرم موندم
چون شوهر دیوثم اول این که طلاق نمیده تا آخ عمرم ۷ تاکفن بپوشونم هم نمیده پسرمم تا ۷ سال مال منه بعد اون که میپرسن بارداری یا مادر میمونی میدونم ازم به زورهم که شده میگیره
مهریه هم نمیده فرهنگشون گوهه
برا همین موندم مدرکی ازش ندارم ثابت کنه خیانتش علنی
چندتاچت و عکس چیزی رو ثابت نمیکنه از مشاور و وکیل پرسیدم کلا هیچی به هیچی
موندم دارم میسوزم و میسازم قبلا خرجی میداد الان خرجمو خونوادش میکشه میدونن پسرشون پست ولی به رو نمیارن نه میتونن بندازن نه میتونن زیاد نصیحت کنن چون گوش نمیده

خدا اون روز رو نیاره اما تازنده ام بچهامو نگه میدارم با جون ودل

هیچ وقت بچمو تنها نمیزارم مگه زیر خاک باشم🙂

میدم

بدترین چیز دنیا مادر بودنه

منم چندین بار شده خواستم قهر برم، بخاطر آریا نتونستم
نه میتونم ببرمش نه میتونم بذارمش

گیر کردم
همینم باعث کوچیک شدن و خار شدن میشه

من بچه هام دخترن نمیدم چون احساس میکنم دخترا باید مادربالاسرشون باشه ولی پسرو میشه بدی به باباش حالا من پسر ندارم ولی دخترامو نمیییدم

سخته الان دخترم پیش خودمه ازدواج مجدد کردم پدرش عرضه نگهداریشو نداره انداخته رو من حالا احساس میکنم شوهرم نارته میخام دوتا بچهامو بردارم این زندگی جدیدم بیخیال شم بخدا دیگ خسته شدم نمیدونم چیکارکنم امشبم دلم بدجور گرفته همش دوسدارم گریه کنم😭

یه لحظه هم نمیتونم دوری بچه هامو تصور کنم. به خاطر همینم موندم و ادامه میدم فعلا...

چقد زندگیا همه سخت و وحشتناک شده
من تو تابستون بیمارستان بستری شده بودم
خانومه ام اس داشت و از کمر فلج
بهم میگفت اگه خیانت بهت نشده بشین سر خونه زندگیت ب طلاق فکر نکن.
منم بارها شده ک ب طلاق فکر میکنم.
ولی میگم طلاق بگیرم با دوتا بچه که چی

باید زندگی رو ساخت
باید با هم بسازیمش
ن اینکه من کاسه ی چ کنم چ کنم بگیرم دستم

اگه بکشنمم بچمو تنها نمیزارم با خودم میبرم

خیلی تصمیم سختیه خیلی سر همین موضوع نتونستن و مجبور ب تحمل شدن
مثلا خودمن جدیدا‌پسرم بدون‌من زیاوجایی نمیمونه نباشم هی سراغمومیگیره شبا میادبغلم میکنه میخابه کلن همیشه
هرشبببب تاصب چن بار از سرجاش میاد بغل من میخابه
چطور دلم بیاد بزارمش‌و برم

سوال های مرتبط

مامان فاطمه نورا مامان فاطمه نورا ۲ ماهگی
مامان افرا 🎀👼🏻 مامان افرا 🎀👼🏻 ۲ سالگی