۱۲ پاسخ

من رسماً رد میده مغزم😫 واقعاً تا مرز سکته میرم و برمیگردم...بعضی وقتا دوس دارم طرف مقابلم رو خفه کنم وقتی بچم رو گرفته و نمیده بهم🥲🫠جالبه جاریم بچمو گرفته بود و رفتم دیدم برده اتاق داره بالا میندازنش آروم و میگیره...گفتم بدش من چیکاااار می‌کنی؟؟؟با پررویی برگشت گفت چیزی نمیشه خیلی حساسی🤦🏼‍♀️احمقه دیگه کاریش نمیشه کرد

اره دقیقا
کاش بفهمن بعضی ها خوششون نمیاد بچشون رو بغل کنن

مونده طرف چطوری بچه رو بغل بگیره
من پدرشوهرم پسرم رو میگیره چندتا سکته میزنم خیلی خیلی بد بغلش میکنه تذکر هم میدم فایده نداره

منم اخه درست نمیگیرنش
مثلا اون گریه میکنه چون محکم بغلش کردن بعد میگن وای عزیزم شیر بهش بده گشنشه

من. مادر شوهرم برداره اینجوری میشم از ناخن پا تاسرم یخ میکنه و لرز میگیرم از بس ازش متنفرم

منم اینجوری ام

خانواده شوهر من هروقت میرم بچه رو میگیرن فقط موقع شیر خوردن میگیرم بغلم اونم به زور هر بار که موقع شیرش برسه از نیم ساعت قبلش هی میگم گشنشه بدین شیر بخوره ، آخرش به گریه میفته میدن ، از دماغ بچم درمیارن اون شیر خوردنث ، اصلا نمیدنش به من
میبینی گریه میکنه گرفتم بغلم آرومش کنم میان به زور ازم میگیرنش اینم شدید تر میشه گریش به زور میگیرن پستونک رو میزارن دهنش میخوابوننش، متنفرم از همشون هرچقدم گفتم و میگم بدینش به من نمیدن
انگار من مادر ناتنیش هستم اونا مادر تنی
میبینی بچه خوابش میاد گریه میکنه منو میخواد چون بشدت وابستس به من ، مادر شوهرم میندازه رو پای دخترش میگه بیا بخوابونش ، منو هم میبره از اتاق بیرون نمیزاره پیش بچم باشم دلم براش پر میزنه ها از خواهر شوهرمم متنفرم و اصلا اعتماد نمیکنم بچمو بسپرم دستش چون عمدا اذیتش میکنه به گریه میندازتش عقده ایه روانی
خوبه حالا دوس نداشتن بچه منو ، تو ۹ ماه یه بارم زنگ نزدن حالمو بپرسن چه برسه یه چیزی بپزن بیارن یا بخرن
بعدشم که سونو گفت دختره ، سر اون به حساب آدم نمیزاشتنم الان دایه مهربونتر از مادر شدن

من بغل میدم ولی تنها نمیذارم اگه تنها بذارم می ترسم بوسی کنن کاری کنن خودم با چشمم حواسم هست ولی جوری که طرف نفهمه

نه من حساس نیستم میدم بغل کسی ک بخاد بغل کنه

نه اصلا

من که نه اصلا😆یه نگاه میکنم اگه حس کنم مسلطه میزارم بمونه اگه ببینم درست نمیگیره یه چیزی رو بهونه میکنم بچه رو از بغلش میگیرم

منم همینم

سوال های مرتبط