۲۴ پاسخ

تسلیت میگم‌

غم‌بزرگیه خدا به دلتون آرامش بده

روحش قرین رحمت الهی باشه🖤🥀

عزیزم میشه ازت سوال بپرسم میگم پس خودت کجابودی این بچه ازشوهراولت چندبارازدواج کردی البته ببخش ک پرسیدم

تورو خدا ایقد نرو تو فکرش 😭

با یه مشاور حرف بزن یکم حالت بهتر بشه
هیچ دردی بالاتر از این نیست
ولی داری نابود میشی

نمیشه گفت گریه نکن فکر نکن واقعانمیشه فقط میتونم دعا کنم خدا به دلت صبربده عزیزم

عزیزم خدا صبر بهت بده با این مار بیشتر ناراحتش میکنی برای ارامش خودت و‌پسرت قران به خون

خدا بهت صبر بده عزیزم بی تابی نکن شما الان بااین کارت نارحتش میکنی فقط برا ارامشش قران بخون اون به گریه تو‌نیاز نداره قران بخون خودت هم اروم میشی اونم اروم میشه

هر روز براش قرآن بخون و هدیه کن براش
ببین هم خودت آروم میشی هم میرسه به روح پسر عزیزت ...اون به گریه تو نیازی نداره عزیزم حتی شاید اذیت بشه

احساس میکنم عکس پسرتون تو اینستا دیدم خدارحمتش کنه روحش شاد خدا ب دلتون صب بده

خیلی خیلی سخته میفهمم اما باید آروم باشی
خدا اونیکی بچتو برات حفظ کنه

چرا دور بودین ازهم میشه بگی لطفا

خیلی حالم بد شد بخدا اشکام بند نمیاد خدا صبرت بده

خدا بهتون صبر بده عزیزم خیلی سخته
ولی ببخشید پسرتون بچه ی طلاق بود پیش خودتون نبود؟

خدا به دلت صبر بده عزیزم.منم عزیز از دست دادم.مادر خودمم داغ بچشهاش دیده حالتو میفهمم😢😢😢

واقعا هیچ غمی سنگین تر از دست دادن بچه نیس
من خودم افسرده شده بودک

بمیرم برا دلت حق داری اوج غمت اینقدر سنگینه که هیچ کلمه ای برای تسکینت پیدا نمی کنم فقط میتونم دعا کنم خدا به دلت آرامش بده ....حنا جان به این فکر کن گل پسرت الان تو بهشت آرامش داره و ممکنه با گریه ها و بی قراری هات پریشونش کنی می‌دونم سخته عزیزدلم من نمی تونم حتی ذره ای از غمت و درک کنم اما برای شادی روح پسرتم شده سعی کن اینقدر خودتو اذیت نکنی جیگرم آتیش میگیره تاپیکاتو میخونم

خدا صبر بده عزیزم

تو باید خودتو سرگرم یه کاری کنی هیچ وقت فراموشش نمیکنی همیشه باهاته باید باهاش زندگی کنی تو که مقصر نبودی

عزیزم خدا صبر بهت فراوون
منم خواهر ۱۸سالم که هیچ مشکلی نداشت قل دوقلوم تو خونه بود داشت غدا درست میکرد یه دفعه زود پز ترکید خورد تو رگ خوابش از دست رفت ما هم همراش از بین رفتیم مامانم نابود شد میدونم سخته ولی سعی کن قرآن بخونی

خدا بهت صبر بده عزیزم .مگه پسرت با شما زندگی نمیکرده .مگه شما کجا بودی که پسرتو ندیدی

عزیزم چرا این حرفو میزنی خودتو آروم کن این همه جوون این دفعه فوت شدن دلت پیش مادر پدر اینا باشه تو که تنها نیستی

الهی خدا به دلت آرامش بده روحش شاد
چرا نتونستی ببینیش

خدا صبر بده بهت عزیزدلم🥲🖤

دورت بگردم
بزار آروم بخوابه

تو بهترین مادر بودی براش 😭
خیلی سخته
خدا صبرت بده

سوال های مرتبط

مامان ماکان 🧿💜 مامان ماکان 🧿💜 ۴ سالگی
مامانا من دارم به چیزی فکرمیکنم میخواستم به شماهم بگم بابام دو روزه اومده خونمون بعد به پسرم مدام میگه بده عیبه زشته نکن
من خودم کارای بدو به پسرم میگم ولی انگار بابای من زیاده روی میکنه دارم فکرمیکنم من بچه بودم چقدر همه چیزو میگفتن زشته عیبه خیلی ناراحت شدم هیچی نگفتم گفتم مهمونه ولی واقعیت دوست دارم که بره فردا من به پسرم آزادی عمل میدم با اینکه یوقتایی عصبانی هم میشم دعواش میکنم ولی بابام بی نهایت همه چیو میگه عیبه زشته
من کلا یه بچه درون گرا بودم کلا تو خودم حرفامو همیشه ترسیدم بزنم نکنه غلط باشه نکنه زشت باشه نکنه کسی ناراحت شه وقتایی هم که حرف میزدم میگفتم نکنه حرفم بد بود یا الانم هنوز اگه یموقع یه حرفی اشتباه بزنم تا دو روز فکرمیکنم بهش حالم بده بی قرار میشم
من احساس میکنم خیلی بهم سخت گرفتن الان جوری شدم که اصلا دلم نمیخواد به پسرم بگم چیزی بده و عیب و زشته فکرکنم من ازین ور بوم دارم میوفتم
همیشه اعتماد بنفس نداشتم همیشه تو جمع دلهره داشتم استرس داشتم همیشه زیر ذره بین بابام بودم زیر ذره بین نگاه مامانم بودم هر لحظه نگاه میکردم بهشون کارغلط نکنم دیروز و امروز پسرمو بردیم پارک اصلا راحت نبودم هی میگه بابا نکن زشته پسرم دست میزنه موهاش میگه دست نزن من بدم میاد کسی دست به موهام بزنه پسرم پاشو گذاشت رو کتونی بابام گفت خیلی از دستت ناراحت شدم فردا میرم یجا پسرم تو پارک از خودش دفاع میکرد بابام بهش چشم غره رفت بیا اینور یعنی گفتم خدایا من چطور زیر سایه ترس بابام بزرگ شدم