۴ پاسخ

من ازاول زایمانم تاالان تنهابچموبزرگ کردم بااینکه مادرشوهرم طبقه بالاست تاالان نشده بدمش اونجا باخودم میره و برمیگرده صفرتاصد بچمو خودم بزرگ کردم الانم اصلا دلم نمیخواد کسی بیاد بگه بچتو بده ببرم چون تو روزای سخنش تنها بودم الانکه از آبوگل درومده دوتایی وقت میگذرونیم

من با گوشت و استخوانم درکت میکنم چون خودم الان سیر نشیتم گریه کردم
خیلی خسته ام میگرن عصبی دارم دوتا بچه ب شدت شلوغ کار و شیطون دارم 😔

میدونی باید مجبورش کنی.مثلا شال و کلاه کن بگو میرم حرم تنهایی و واقعا برو بدون اینکه منتظر جوابش باشی.بچه ها رو بزار پیشش چند بار اینطور کنی عادت میکنه .مردا رو باید عادتشون بدی اگرنه شوتن.بچه شب ها گریه میکرد منم حوصله م نمی‌کشید به شوهرم گفتم شب ها تو بلند شو گفت من میرم سرکار نمیتونم و...نصفه شب که بچه گریه کرد من اصلا بلند نشدم خودمو زدم به نشنیدن و اون مجبور شد بلند شه

اینم از بلاچه ها

تصویر

سوال های مرتبط