۱۰ پاسخ

من که لباس پوشیده میپوشم بلکه کمتر بیاد سراغم😁 نه میتونیم باهم فیلم ببینیم نه تعریف کنیم نه راحت رابطه داشته باشیم کلا زندگی قبل بچه تکرار نمیشه

والا قبلا که قبلی نداشتم🤣همون سر ۱ ماه حامله شدم ولی لباس باز میپوشیدم شام‌همه چی با مخلفات بود یکم به خودم می‌رسیدیم با بچه نمیشه همش خستم همسرم تغییر نکرده شوخیاش منو انگولک کردناش سر جاشه من زود عصبی میشم میگم نکن جلو بچه یاد میگیره یا همسرم میگه یکم لباس باز بپوش 🤣قبلنا لخت میخوابیدی میگم پسرمون بزرگ شده نمیشه والا سرده خونمون چیکار کنم اوشورم😅خلاصه اینجور شدم

قبلا و الانم هیچ فرقی ندارن والا فقط رابطمون کمتر شده قبلا تقریبا کل هفته بود الان هفته ای دوبار یا سه بار 😑

همیشه سعی میکنم اراسته باشم خیلی دوس دارم با لباس پیرهنی بگردم کوتاه از زانو ولی ندارم ولی اکثرا لباس تنگ میپوشم وقتایی هم که بخوام از راه به درش کنم میگیرم لبشو بوس میکنم یا گردنشو میخورم
یا وقتایی که از بیرون میام لباس هاموعوض میکنم دیگه شلوار نمیپوشم از ره به در میشه

ما بعد ازدواج ده سال بچه نداشتیم و عین ده سال مث روز اول هر دومون داغ و خیلی نزدیک هم بودیم بعد زایمانم دیگه هردومون یجور دیگه شدیم شوهرم ازم دور شد رختخوابش فاصله گرفت
اصلا دیگه بهم محبت نمیکنه آدمی که تا بوس نمیکرد از خونه بیرون نمیرفت و همش قربون صدقه میرفت شد یخ هیچکدوم کارهای قبلشو نمیکنه تا جایی که هفت ماهه رابطه نداریم
فقط روزها میره سر کار میاد خونه نه درست حسابی حرف میزنه نه با پسرم بازی میکنه فقط غذا میخوره میخوابه میره سرکار فقط داریم میگذرونیم نمیدونم چرا همه چی اینجوری شد فک نمیکردم بعد بچه اینجوری بشه با اینکه من مثل قبلم نه لباس پوشیدنم تغییر کرده نه خونه بهم ریخته اس همچی مثل قبله ولی شوهرم کاملا یه آدم دیگه شده

قبلا بیشتر ب خودم میرسیدم الانم شیک و تمیزم همیشه اما خیلی بدهیکل شدم و بخاطر همین روم نمیشه لباس خیلی تنگ یا کوتاه بپوشم.
من از ۵۲ کیلو شدم ۷۴ کیلو! تو بارداری نه‌ها، بعد زایمان چاق شدم. همین باعث شده همش خودمو قایم کنم.

بچه ها شغل شوهر من آزاد هست کارگاه داریم
ماهم تو تبریز چون تنهاییم
دیک بعد عروسیمون اونموقع شیفت شب ک نداشتیم ظهر شوهرم بخاطر من زود میتومد
عصرا بعد رفتن بچه ها می‌رفتیم کارگاه
شوهرم اون کارایی که خودش باید انجام میداد رو میکرد
منم اونجا شام درس میکردم می‌خوردیم میاومدیم
دیک موقع خواب میشد مستقیم اتاق خواب 🤣🤣🤣
یا وقتی ک خودم خونه بودم قبل اودمنش دیگ شام رو آماده میکردم
حتی ظرف شام رو تو سینی میذاتشم مخلفات میذاتشم آماده
چای دم میکردم میوه میذاشتم رو میز
همیشه کشمش تمیز میذاشتم
منم پیرهن کوتاه میپوشیدم😅😅😅همیشه نه ها
گاها خودمم عادی رفتار میکردم انکار ن انکار مرض دارم کرم دارم
از راه ب در میشد وقتی میرفتم می‌نشستیم
حالا ماهم زود بچه دار شدیم چهار ماه سوبارو سطللن بودیم
تو فامیل و دوستای شوهرم چون سخت باردارشذه بودن وقتی خبر بارداریمو دادم
ماهم اصلا اقدام نبودی تصمیم ب اقدام داشتیم
خلاصه شوهرم بیش از حد خوشحال بود
دیگ منع رابطه هم نبودیم خیابمون هم از جلوگیری و فلان راحت بود
حالا بازم من شلوارک شورتک پیرهن میپوشیذم ای خدا
بعد پسرمم گاها این دوران بود
دیگ از بعد دنیا اومدن دخترم الان عین کولی ها لباس می‌پوشم 🤣🤣🤣🤣

من همه تلاشمو کردم همیشه زن قری باشم تو خونه پیرهن تنگ کوتاه مجلسی جذب بپوشم سکسی طور باشم تو خونه بزاش اینقد که دیده براش عادی شده خیلی ذوق نمبکنه

برا ما تغییر خاصی نکرده 😂

ما قبلا هرجور بودیم الانم همونیم هیچ فرقی نکردیم

سوال های مرتبط

مامان ترنج مامان ترنج ۲ سالگی
مامان سورنا جون مامان سورنا جون هفته هفتم بارداری