هرروز از خابم میزدم ک حتی روتین پی پی کردن خانم ب هم نخوره (چون من ی مامان وسواسم میگم وسواس یعنی خییییلی ک باید همه چیشو تنظیم کنم خاب و غذا یکم کم کاری کنم عذاب وجدان میکشتم )بعد یجا میخاستیم بریم ی روزایی آوا صب پی پی نمیکرد من هی میذاشتمش رو دستشویی فرنگی هی منتظر بودم خانم پی پی کنه .نکنه اونجا پی پیش بگیره چون کلا دیگ تو مای بی بی پی پی نمیکرد .تا گذشت همین روال ۱۸ ماهه شد بعد دیگ تو مای بی بی ۳.۴ ساعت جیشم نمیکرد ولی من چون تو گهواره خونده بودم زوده و فلان اصلا نمیخاستم از پوشک بگیرمش ولی خودش هی منو میکشوند ک بریم دستشویی ی روز مامانم گفت بچه رو خراب نکن خودش میخاد دیگ بگیرش ک اون موقع ۲۱ ماهه بود و من دیگ گرفتمش .آوا کلا ۲ یا سه بار خطا داد اونم یا تو گوشی بود یا مشغول بازی .این همه تعریف کردم ک بگم ی شبه نمیشه قشنگم .باید بچه بفهمه و درک کنه و آروم آروم یاد بگیره درسته من ۲۱ ماه خدایی خودمو عذاب دادم ولی واقعا فقط ب فکر دفع راحتش بودم ن چیز دیگ .ولی از پوشک گرفتنی من ذره ای اذیت نشدم .چون آوا میشناخت ک جیش و پی پی چیه

۲ پاسخ

این همه گفتی دقیقووسواسی گوشی میدی دست دخترت!!!

عزیزم از چندماهگی میبردی دستشویی؟

سوال های مرتبط

مامان یسنا مامان یسنا ۲ سالگی
تجربه ی از پوشک گرفتن دخترم،قسمت اول،. دخترم دوسال و یک ماه داشت ک میخواستم از پوشک بگیرم،میبردمش دستشویی ولی اصلا جیش نمیکرد،البته همچنان پوشک بود،پوشک باز میکردم و میرفت داخل دستشویی،برای عروسک هاش با اب و زردچوبه جیش درست کردم،با خمیر بازی پی پی درست کردم،فایده نداشت،خودم جلوش جیش کردم البته مراقب بودم ک اندام خصوصی مو نبینه،بازم فایده نداشت،زورش نکردم ولی ناامید هم نشدم،بازم میفرستادمش تو دستشویی تا بازی کنه البته یا اب کم باز بود یا اصلا اب باز نمیکردم،فقط میرفت ک با محیط دستشویی اشنا بشه،تو دستشویی مامانم و مادرشوهرمم بردم ک عادت کنه،بدون این ک جیش کنه،بعضی مواقع از بس میموند داخل دستشویی حرص میخوردم،ولی گذشت تا این که داخل حمام دو بار جیش کرد،ناخوداگاه بدون اینکه متوجه بشه،بهش گفتم مامان این جیش،مفهوم پی پی رو میدونست ولی جیش ن، پی پی هم ک میکرد داخل مای بی بی بهش نشون میدادم ک بعدا از پی پی کردن نترسه،الان دخترم دوسال و سه ماه داره،حدود 10 روز میشه ک میره داخل دستشویی جیش میکنه،البته همچنان مای بی بی میشه چون خطا هم داره،خودم باید ببرمش اگه نبرم بهم خبر نمیده،دیشب هم برای اولین بار تو دستشویی پی پی کرد،خیلی خوشحال شدم،اوایل ک جیش میکرد بهش برچسب جایزه میدادم ب دیوار دستشویی میچسبوند،یا کپسول جادویی بهش میدم،البته همچنان کار داره چون دیروز صبح اصلا راضی نمیشد بره داخل دستشویی ولی عصر رفت،من و باباش ک میرفتیم دستشویی اعلام میکردیم و بعد برای هم دست میزدیم،زمان میبره تا کامل یاد بگیره
مامان علیرضا مامان علیرضا ۲ سالگی
سلام به همه
یادم نمیاد تو چندماه گذشته ب اندازه ی امروز خسته شده باشم
هم جسمی هم روحی
یکم راهنماییم کنید از تجربیاتتون بگید
تو پروسه ی ترک پوشکیم همه چیز داره خوب و عالی پیش می‌ره جز پی پی
پسرم وحشتناک از پی پی کردن میترسه،در حالیکه من تو این ترسیدنه نقشی نداشتم هرررررررررکاری بگید کردم،قصه گفتم تو دستشویی شعر خوندم(با محتوای پی پی)رقصیدم شکلک درآوردن نازش کردم بوسش کردم بغلش کردم توضیح دادم اسباب بازی خریدم و .‌.......
یعنی امروز رسماً از گریه هلاک شد
سه روز پی پی ش نگه داشته بود(تو ۸روز ک از پوشک گرفتمش دوبار تو شرتش کرده،یک بار خیلی یهویی و اتفاقی تو دستشویی ک بعدش یک عالم گریه کرد و من با مسخره بازی و بیا بشورشون برن خونه شون و .... ساکتش کردم حتی خندید،یه بار دیگه تو دستشویی اما با کلی گریه و نصفه،امروز داشت منفجر میشد اما نمی‌کرد ولی گریه هم میکرد چون داشت میومد میترسید)
سوال من الان اینه،تو روحیه ش اثر نذاره یه وقت؟؟
کلا خیلی به دهن من نگاه می‌کنه تو همه چیز م از من حرف شنوی داره،منم تو موقعیت های مختلف براش توضیح دادم ک چ کنه
اما امروز تو اون چهار پنج ساعتی ک درگیر پی پی بودیم یه وقت هوایی سه مادر عالی بودم یه وقتهایی هم وحشتناک

چیکار کنم؟؟اونایی ک تجربه مشابه دارید
فقط پیشنهاد ندید ک موقع پی پی پوشکش کنم چون منتفی این قضیه