۵ پاسخ

من خواهر شوهر ندارم اما پدر شوهر مادر شوهرم خداییش همیشه هوامو دارن مرتب زنگ میزنن احوالمو میپرسن حتی همین الآن یه گوسفند گرفتن و سپردن پرورشش بدن برای نذری پسرم ،جاریمم فقط موقعی که فهمید باردارم به پیام داد دیگه نه زنگی نه احوال پرسی اوایل خیلی‌ ناراحت شدم که چرا اون باردار شد من این همه زنگ میزدم و ذوق داشتم ولی اون نه
اما الان تصمیم گرفتم از کسی انتظار نداشته باشم هر وقت هم دیدمش باهاش اوکی باشم که کمبودی از طرف من حس نکنه مهم آرامش خودم و بچمه

هر ده روز یبار حال جاریمو میپرسیدم تو حاملگیش


تا الان که یه زنگم بهم نزده😏
چرا؟
چون ماتحتش از جنسیت بچم سوخته شکر خدا🤲

مام قراره تو مراسمای اینده دعوتش نکنیم تا بیشتر بسوزه🤭🤭

با هر کس عین خودش باید برخورد کرد ولی نه مثل خودشون با بی احترامی دارم کسایی رو ک حتی حالمو نمیپرسن ولی این شرایط برعکسشم هست خانواده شوهرم انقدر پسر دوستن اصلا منو حساب نمیکنن رفتن همه سیسمونی رو بدون ما خریدن در حالی که اولین بچمه خودمون ذوقشو داشتیم حداقل نگفتن حق انتخاب ندارین ولی بیاین با ما الان همه ذوقم کور شد دیگع اینم احترام نمیشه گذاشت اسمشو دخالت بیش از حده

عین خودشون دارم برخورد میکنم

وای اطرافیان منم اینطور بودن خانواده شوهرم حتی یبارم پیام ندادن بهم موندم چجوری باهاشون رفتار کنم ولی محل سگ نمیدم بهشون صورتمو ترش میکنم براشون اگ رو به رو بشم

سوال های مرتبط

مامان هلن و جوجه مامان هلن و جوجه هفته سی‌ویکم بارداری
مامان سامیار مامان سامیار هفته سی‌وششم بارداری
مامان پسرم وتودلی مامان پسرم وتودلی روزهای ابتدایی تولد