امروز رفتم برای پسرم لباس بخرم رفتم تو قسمتی ک برای بچه های ۳ تا ۶ سال بود بعد خانمه چندمدل نشون داد گفتم آره قشنگ ولی این سایزش کوچیک بزرگ بیارین گفت باشه تا پسرم اومد تو مغازه خانم برگشته میگه وا عزیزم اینکه لاغر سایز بزرگ میخوای گفتم خانم اینی ک الان دادی کوچیک گفت ن شما کاپشن تنش کردی فکر میکنی تپل گفتم چیکار ب تپلی دارم قد لباس کوتاه خانم بعد رفت یکی دیگه آورد گفت این براش لش میشه ها گفتم الان میپوشونم ببین کیپ تنش همونجا تنش کردم قشنگ کیپ بود گفتم دیدی من ب شما میگم قبلی کوچیک بود این کیپ یه سایز بزرگ بدین بامن بحث میکنین
خلاصه چون لباس قشنگ بود خریدم وگرنه فروشنده ک اخلاق نداشت عن خانم
البته راستم میگن پسرم از اول وزنش خوب بوده ولی بشدتتتتتت لاغر دیده میشه بچه های همسن اراز با قد و وزن اراز قشنگ تپلی دیده میشن ولی اراز با همون قد و وزن لاغر
ولی عوضش پسرم خوشگل و خوش تیپ😁😊🥰
تنش سالم باشه چ مهم ب چشم بقیه تپل میاد یا ن

۱۱ پاسخ

تنش سلامت...

خدایی حق داری چند وقت پیش یه فروشنده در مورد پسر منم همینجوری گفت به من خیلی برخورد اصلا حرف دهنشون رو نمیفهمن

فرم بدنشه عزیزم زیاد به فکرش نباش منم یه مدت بیش از حد فکر میکردم

اناتومی بدن هر بچه ای متفاوته
البته بچه شما عالیه ماشالله قد و‌وزنش

پسر منم ریز دیده میشه دو سال و پنج ماهشه وزنش ۱۵ قدش۹۴

خوب کلا پسرا وزنشون روی استخون و عضلات هست دیگران رو بیخیال هر کی یه حرف میزنه مهم اینه روی نمودار باشه خداروشکر هست

لباس های لش و بگ تنش کن

دختر من برعکس قد و وزنش نسبتا خوبه ولی ریز دیده میشه

عزیزم تنش سلامت،،،دختر من از اول ریز بود یعنی تو این سه سال یکی نشد ببینش بگه ماشااالله همه فورا میگن وووووی چقدر لته لاغره ب زبان لری میگن یعنی چقدر لاغر و قلمیه

قد و وزنش چقده مگه؟

خدا رو شکر عزیزم تنش سلامت پسر من هم قدش و وزنش خوبه ولی به شدت ریز دیده میشه

سوال های مرتبط

مامان آوش مامان آوش ۳ سالگی
سال ١٤٠٠ تصميم گرفتم برم خودمو چك كنم ولي تصميمم واسه بچه دار شدن ٤٠٢ بود،وقتي رفتم دكتر بم گفت ك تو بچه دار نميشي بايد سريع بري مركز ناباروري بش گفتم من نميخوام الان بچه دار شم گفت مهم نيس تو ميري اونجا شايد ١٠ سال زمان ببره تا باردار شي،گفتم داره چِرت ميگه رفتم چندتا دكتر ديگه نظر اونا هم همين بود ك ب آسوني باردار نميشم،حقيقتو بگم يكم ناراحت شدم ولي تو دلم گفتم اگه خدا بخواد ميشم وگرنه هيچ،اومدم خونه ب همسرم گفتم ك دكترا چيا بم گفتن،بم گفت اااا جدي پس الكي اينهمه جلوگيري ميكرديم خودمونو عذاب ميداديم با كُلي خنده بم گفت،گفت ديگه راحت شديم😂من فك كردم حالا اونم ناراحت ميشه ولي اون ب فكره ي چيزه ديگه بود😂😂ما ديگه تصميم بر اين شد ك جلوگيري نكنيم و آزااادييييي😂😂حتي نرفتيم دكتر بمون دارويي چيزي بده چون بچه نميخواستيم
دوماه بعد بار دار شدم (خداروشكر ميكنم واسه فرشته اي ك بم داد خيلييييي ميخوامش و دوستش دارم)ولي ريدم تو علمي ك اين پزشكا دارن اگه ميدونستم ب اين زودي بازدار ميشم جلوگيري ميكرديم مثله قبل😅
خواستم بگم كافيه فقط خدا بخواد ديگه هيچ

تو اين عكس چند ساعت بعد آووش دنيا اومد😍

همسرم حتي ب خودش زحمت نداده از رو تخت بلند شه عكس بگيره😅