۸ پاسخ

دارو خواب اور بهش نده صبح زود بیدارش کن ساعت نه دوسه روز اینو انجام بده تنظیم میشه

صبح بیدارش کن هر جور شده یهویی 9بیدارش نکن..مثلا 11بیدارش کن تا شب..یکی دو ساعتم مونده به وقتی که میخوای بخوابونیش یه مدل قطره خواب بده داروخونه ها دارن تا بدنش تنظیم بشه..شبا قبل خواب گوشی و بازیهای هیجانی نکنید بازیهای آروم مثل پازل کتاب خوندن نقاشی و اینجور چیزا سفت و سخت ادامه بده تا یک ماه مرتب صبح بیدارش کنی دیگه خوابش تنظیم‌میشه

پسر من از اول همینطوری کم خواب بود بسیار کم خواب آزمایش دادم بازم کم خواب دکتر گفت ملاتونین بده ولی من نمیدم چون دوست ندارم صبح زودم بیدار شه بازم شب زود نمیخوابه ژنش مثل ما کم خوابه من خودمم پر خواب نیستم شده 2,3ساعت بخوابم خیلی اذیت میشم ولی میگذرونم ولی شما اگه با صبح بیدار کردن حل میشه هیچوقت دونبال دارو خواب نرو

ببین کجا دوست داره صبح ها ساعت ده بیدارش کن ببر تا درست بشه خوابش

بهش شربت پدیا اسلیپ بده دو هفته ساعت ۸ شب بعد دیگه عادت میکنه به اون ساعت بدنش

هر جور شده صبح بیدارش کن مثلا یه روز ببر خونه مامان بزرگش یه روز ببر کلاسی جایی وقتی ۲ بیدار میشه طبیعیه شب دیر بخوابه پسر من ۱۰ بیدار میشه باز ۱۱ بزور میخوابه اینا سال دیگه باید ۷ بیدار شن برن مدرسه

باید یکی دو هفته ای صبح زودتر بیدارش کنی بداخلاقیاشو تحمل کنی تا عادت کنه کم‌کم تو این سن سخته

با مشورت پزشک بهش قطره ی ملاتونین بده

سوال های مرتبط

مامان حسین مامان حسین ۴ سالگی
یعنی این بچه یه کارایی میکنه که من تو هیچ بچه ای ندیدم اذیتاش آزار دهنده اس نمیدونم چیکار کنم ...
همش میگم کاش شیطنت می‌کرد بدو بدو می‌کرد بپر بپر می‌کرد ولی این کارارو نمیکنه مثلا یه نمونش اینه که مثلا سفره میندازیم غذا بخوریم انگار که یه بچه ی دو سالس میاد سفره رو به هم میریزه دیشب کاهو آورده بودم کنار غذا اومد نشست همه رو پخش خورد کرد و پخش کرد این ور اون ور نزاشت بخوریم، تخمه میاریم بخوریم نمیزاره میاد پخش میکنه تو خونه، از سر و کول همه بالا میره میزنه، خواهر کوچیکم رو میزنه حتی میره رو دوش شوهر خواهرم میشینه یعنی یه کارایی میکنه عجیب غریب اصلا با اسباب بازی‌اش بازی نمیکنه میره جعبه دستمال کاغذی برمی‌داره خالی میکنه تو خونه کارایی که تو دو سالگی هم دیگه بچه ها انجام نمیدن میره آب برمی‌داره میریزه رو مبل ها
همش هم حرف میزنه و میپره وسط حرف دیگران مثلا من و همسرم اصلا نمیتونیم دو کلمه با هم حرف بزنیم یه جا مهمونی هستیم اجازه نمیده هیچ کس با من یا باباش حرف بزنه
نمیدونم دیگه چیکار کنم