حین بخیع زدن هم کلی درد کشیدم با اینکه بی حسی زدع بودن ولی میسوخت و درد داشت چون گفت 4لایع بخیه میزنیم هر چقد به لایه های بیرونی می‌رسید دردناک میشد چون همش هر بخیه ای که میزد دستشو داخل میچرخوند ببینه کجام بازه همونش خیلی دردناک بود با بخیه منم از درد خودم سفت میکردم اونم می‌گفت خودتو شل کنم منم نمیتونستم سر همین هم درد کشیدم کلی اینم بگم که کیسه آبم هم خودشون پاره کردن بلافاصله بعد وصل کردن سرم فشار یه آب داغ همراه خونابه و لخته های خون ازم خارج شد دختر منم 3کیلو و 350گرم به دنیا اومد دقیق تو 39هفته اینم بهتون بگم اگه باز برگردم عقب هیچوقت هیچوقت طبیعی رو انتخاب نمیکنم درسته تجربه سزارین نداشتم ولی هر چی باشه حین زایمان درد نمی‌کشی درسته بعد بیرون اومدن بچه دیگه هیچچچچ دردی نداری و فقط سوزش بخیه هاس ولی درد حین زایمان خیلی وحشتناکع اگه دیده باشین تو فیلما یکیو شکنجه میکنن طرف درد می‌کشه و جیغ میزنه من صد برابر اون بودم الان دیگه هیچ درد ندارم و فقط سوزش بخیه هاست ولی حین زایمان خیلی درد کشیدم اینم از زایمان طبیعی من

۱۱ پاسخ

عزیزم کلاسای امادگی قبل زایمان رفته بودی؟اصلا ذهنیتی درباره زایمان طبیعی داشتی؟
خیلی وحشتناک توصیفش کردی در این حدم نیس😅

چقد طبیعے بد خدا،بچہ درشت ھم بودہ،واقعا خوب دووم آوردے من بودم خودمو میکشتم ھمونجا،خداروشکر کہ سزارینے ھستم

راستی میتونی کله پاچه یا ابشو بخور بخیه هات بهتر جوش بخوره یا جوجه های محلی بگیر ابپز کنن اب اونو بخور

منم زایمان اولم طبیعی فرض کن از وسط دو نصفم کردن خیلی تجربه بد وحشتناکی داشتم البته خودمم مقصرم چون هیچ فعالیتی نکزدم فقط خوردمو خوابیذم این دومی فک کنم خدا دلش به حالم سوخت چون شوهرم پول سزارین اختیارم نداشت بهم بده بچه به پا بود سزارین اجباری شدم

عزیزم با اینکه خودم مثل سگ از طبیعی میترسیدم و سزارین رو انتخاب کردم
ولی به نظرم بیمارستانی که رفتین و پرسنل و کادر پزشکی و ایناش خوب نبودن...
در حد زایمان زمان قدیم شمارو زاووندن
مگه زمان جنگه که اینقدر بهتون آسیب و درد دادن؟
الان هزارتا راهکار هست، اپیدورال هست، اسپاینال هست، گاز انتونوکس و هزارتا چیز دیگه
به نظر من درسته به بدن هر شخص بستگی داره اما بیمارستان و کادر پزشکی اونجا هم شرطه

چقدر وحشتناکه زایمان طبیعی
براهمین چیزاست انتخابم سزارینه 😑

منم بخاطر همین نمی خوام طبیعی بیارم😶‍🌫️😶‍🌫️

متاسفم از تجربه سختت

وای که موقع بخیه زدن دردناکه با اینکه این همه درد رو تحمل کردم. بازم از شانس بدم سه تا از بخیه هام باز شده دکتر رفتم گفت باید جراحی بشه فعلا همینجوری موندم. مواظب خودت باش.

عزیزم چرا زایمان بدون در انتخاب نکردب

من وقتی بهم بخیه زدن بیحسی نزدن سر زایمان اولم .فقط دخترمو داده بودن بغلم ک اونم گریه میکرد دستشو میکرد تو دهنش منم حواسم ب دخترم بود میگفتن میتونی تحمل کنی بی حسی نزنیم گفتم نزنین نمیخواد بخیه رو زدن خیلی هم خوب زده بود ولی اونم خونه مراقب خودم نبودم خوابیده بودم شوهرم میخواست بره سرکار یهویی خواستم بلند برم بدرقه اش کنم دوتا بخیه ام از پایین پاره شد یه درد خفیفی گرفتم بعد دو روز رفتم دکتر ک بخیه رو دوباره بزنن گفت نمیخواد بخیه بزنی داشته جوش میخورده فقط یه دونه قرص کیوی داد گفت اینو هر روز یدونه بخور پارگیت بسته میشه و همینجورم شد

سوال های مرتبط

مامان پسرم مامان پسرم ۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت سوم

خلااااااصه بعد از تلاش های فراوان و تحمل بسیار😮‍💨 معاینه شدم ۸ سانت بودم و اومدن کیسه ابمو پاره کردن. اصلا اصلا درد نداشت یا شایدم من درد خودم زیاد بود متوجه نشدم. بهرحال یه عااااالمه اب ریخت بیرون و انقباض بعدی گرفت. حین انقباض ماما گف چند تا زور محکم بزن. زدم و بلافاصله گفتن فول شدی منو بردن رو تخت زایمان. حدودا یک ربع روی تخت زایمان بودم که با هر انقباض زور میزدم. دیگه به اون صورت درد نداشتم فقط بهم فشار میومد. ساعت ۱:۴۵ بامداد پسرم بدنیا اومد. حدودا ۳-۴ سانتم بخیه خوردم. موقع برش زدن اصصصصلا متوجه نشدم. گفتن قبلش به همونجای برش بی حسی تزریق کردن ولی من اونم نفهمیدم🥴 در کل از زایمان طبیعی راضی بودم فقط این چند روز که اومدم خونه جای بخیه ها اذیتم کرد وگرنه من هیچ درد و مشکلی نداشتم. اگه دوباره برگردم عقب بازم طبیعی رو انتخاب میکنم ولی از این دیرتر میرم بستری میشم چون فک میکنم بیشتر دردایی که کشیدم بخاطر سرم و امپول فشار بود اگه خودم تو خونه پیشروی میکردم شدت دردا کمتر بود
همین❤️
مامان نی نی🤍 مامان نی نی🤍 روزهای ابتدایی تولد
بعدش دیگه پروسه بخیع زدن و و خارج کردن جفت شروع شد
اولش 4تا بخیه قرار بود بخورم ولی گفتن خیلی بافت گوشتت ضعیفه همینجوری خود به خود داشت پاره میشد وقتی بخیه میزدن یه سوزن هم میزدن کلی خونریزی میکرد چون من کل بارداریم از گوشت حالم بهم میخورد لب به گوشت نزدم ولی شما حتما بخورید گوشت اینا چون گوشتتون پارع میشه حین بخیع زدن من همش گوشتم پاره میشد و باعث میشد بیشتر بخیه بخورم خلاصه از داخل کلی بخیه خوردم و خیلی خونریزی داشتم خدا رو شکر نیم ساعت بود قطع شد شدید بودنش ولی الانم خونریزی دارم زیاد دارم در حدی که وقتی بلند میشم خونام میریزه بعدشم نوبت رسید به خارج کردن جفت گفت سرفه کن جفت خارج بشه بعد بعد گفتن ماساژ رحمی باید انجام بدیم هم همزمان شکمم رو با آرنج فشار میدادن هم دست میکردن داخل واژن و میچرخوندن که اگه لخته خون باشه بیاد بیرون و هم حین بخیه زدن هم همش دست میکردن داخلش ببینن که باز نمونده باشه خلاصه اینم خیلی دردناک بود عین این میموند که یه بچه دیگه دارم به دنیا میارم خیلی وحشتناک بود دردش حین اونم کلی جیغ و داد و التماس که تو رو خدا ولم کنین.... ادامه دار
مامان آلوچه 🍏🍓 مامان آلوچه 🍏🍓 ۵ ماهگی
از من به همه خانومای باردار یه نصیحت ❌❌❌❌
اونایی که میخواید طبیعی بیارید ، هر کاری میکنید بکنید فقط نزارید آمپول فشار بزنن بهتون که دردتون بگیره یا زودتر زایمان کنید
زایمان طبیعی خودش همینجوری کلی درد داره
آمپول فشار درد رو سه چهار برابر می‌کنه .
برا من زدن ، بی حسی هم زدن
ولی با وجود همه اونا جوری درد داشتم که حاضر بودم هم من بمیرم هم بچم
البته من قرار بود سزارین بشم ولی بخاطر فشار خونم که زیاد بود و روزی ۴ تا قرص می‌خوردم دکتر گفت برو طبیعی تا هر جا تونستی پیش میریم اگه فشارت بالا نرفت سزارین میکنیم که آخرش هم با وجود اینکه فشار خونم اوکی شد هر چه قدر التماس کردم نبردن سزارین .
خودم سالم ، بچه سالم ، مشکلی نبود به جز فشار خون که تو ۳۶ هفته زایمان کردم . اونم به زور و با آمپول فشار و بخاطر کلی بخیه خوردم .
تحمل درد از صبح تا شب ساعت هشت و چهل به دنیا اومد .
ولی راضی نبودم از طبیعی . چون هنوزم بخاطر بخیه هایی که خوردم نمیتونم بشینم .