۱۲ پاسخ

آره پسر من الان 8ماهشه اقد وابسته شده هرجای خونه که میرم دنبالم گریه میکنه اگه توی آشپز خونه که باشم سینه خیز میاد پیشم 😅

معمولا از ٧ ماهگي به بعد ترس از جدايي از مادر تو بچه ها شروع ميشه،ولي من خودم دوست ندارم بچه ام وابسته باشه ترجيحم اينه با مامانمم راحت باشه، وابستگي بچه رو خيلي اذيت ميكنه از لحاظ روحي صدمه ميزنه،خدا خدا ميكنم بزرگتر كه شد همينطور كه الان هست باشه

زوده عزیزم دختر منم همین بود از ۶ ماهگی بخودم وابسته شده من نباشم هیچ جا نمیمونه مگر فقط باباش

بچه منم خیلی خوش اخلاق و خنده رو و بغل همه می ره من حس وابستگی فعلا ندیدم یه جوری میشع ادم ولی خوب اگر خیلی وابسته هم بشن که خیلی سخته و عزیزم ربطی ب شیر نداره همکارهام اون موقع ک من بچه نداشتم بچه هاشون ک کی می اومدن پیش من خیلی اوکی بودن و پیش من می موندن از همین هم سنی و شیر مادر می خورذن

آنجور وابسته زیادخوب نیس،

پسرمن از۳ماهگی فقط خودم حتی باباباش۵دقع وانمسته،داغون شدم بخدا ازبس وابسته منه،هرکی میادخونمون میگریه جایی هم مرم همنجور

دختر منم وابسته اس با اینکه شیر خشکی هرجا میرم باچشاش دنبالم می کنه موقع خواب باید بغلم باشه تا بخوابه

عزیزم بزار دو سالش بشه یک جوری وابسته میشه دیگه نتونی تکون بخوری

خوش به حالت
پسر من با اینکه شیرخشک میخوره اگه نیم ساعت بیشتر منو نبینه خونه رو میذاره رو سرش
تو حسرتم ۱ ساعت بذارمش پیش مامانم استراحت کنم یا باشگاه برم

بنظرم بچه های شیر خشکی اینطورین پسر منم به همه میخنده براش من با بقیه فرقی نداره

واقعا این ناراحتی داره من دخترم خیلی بهم وابستس ی روز گذاشتمش پیش عمه ش فقط گریه کرد آدم جدید هم ببینه بغیر من فقط گریه میکنه

بچه منم پیش همه میره انگار ن انگار من مادرشم واقعا ناراحتم دوس دارم منو مهم تر از باقی بدونه

سوال های مرتبط