میخوام تجربه از پستونک گرفتن دخترمو بهتون بگم شاید بدردتون خورد
دخترمو یه بار چند ماه پیش خواستم از پستونک بگیرم قیچیش کردم یک هفته طول کشید همچنان جیغ و داد میزد خلاصه نشد بگیرم الان سه روزه با یه ترفند دیگه گرفتم خیلی جواب داده فعلا روزا یکی دو بار میخاد میگم آمپول زدن بهش دیگه ول میکنه شبام دو سه بار ناله میکنه میخواد بعضیوقتا نشونش میدم تو خواب میگه بنداز نمیخوام باز میخوابه یعنی نمیزارم جلو چشش ولی بعضیوقتا گیر بده بخاد نشونش میدم میگم نگاه امپول زدن اصلا نمیشه دست زد خودمم از دروغکی وقتی دست میزنم میگم وااای رفت تو دستم تو اصلا دست نزنا میگه بنداز بنداز خلاصه برا من خیلی جواب بود اینجوری دخترم خیلییییی وابسته بود به پستونک شمام امتحان کنین اینم بگم ناگفته نمونه خواهرشوهرمم با این ترفند دخترشو از شیشه شیر گرفت سوزن و انداخته بود تو شیشش گفته بود سوزن رفته توش خلاصه اونم اینجوری ترک کرد شمام امتحان کنین

تصویر
۸ پاسخ

دختر من شدید وابسته بود قیچی هم جواب نمیداد تا این که گفتم لاک بزنم ببینم خداروشکر چندشش شد نخورد اصلا باورمون نمیشد
لاک هم امتحان کن

من هر چند روز یبار قبچیش کردم هی کم کردم هی کم کردم جوری ک دیگ با دندونش نگه میداشت اونم قیچی کردم دیگ هیچی نبود بادست نگه میداشت میخوابید دوسه روزی طول کشید از سرش افتاد دیگ

🤣🤣🤣
ما مادرا بخاطر بچه هامون خلاق شدیم

پسر من اگر سوزنم بزنم میکنه میخوره
پسر اولیم تا4سالگی خورد ب اراده خودش گفتش دیگه نمیخورم و تمام

منم با تلخک ترکش دادم

چ بامزه 😅خدایی مادر بودن چ ترفندایی یاد نمیده ب آدم .من قیچیش کردم

چ جالب

منم پسرم ب شدت ب پستونک وابسته بود یعنی موقع خاب حتما باید دهنش میبود روزا هم همینطور تو خاب هم اگ از دهنش در میومد خودش تو خاب پیداش می‌کرد دوباره می‌کرد دهنش
اما یک هفته پیش نمی‌دونم دوتا پستونکاش و کجا انداخت هرجا گشتم نبود منم دیگ واسش نخریدم
فکردم بدون پستونک نمیخابه اما اصلا از اون موقع تا الان لج پستونکش و نگرفته

سوال های مرتبط

مامان نیلا💝 مامان نیلا💝 ۲ سالگی
سلام شوتون بخیر
خواستم تجربمو در مورد پستونک گرفتن بگم نیلا امشب شب سومی بود که بدون می می خوابید😍
دختر من فقط موقع خواب میخورد و هیچجوره بدون اون نمیتونست بخوابه حتی دو سه بار از تو خواب برای پستونک بیدار میشد ۲۰ ماهش بود ۴روز ازش گرفتم به روش قیچی کردن پستونک ولی خیلی خیلی خیلی گریه میکرد و بی قراری تو اون ۴روز سرجمع ۵ساعتم نخوابید اونم تا مسخوابید یادش میافتاد می می نیست با گریه بیدار میشد دیگه نمیخوابید ناموفق بود و اینسری هفته پیش یه بار با اهنک لالایی بدون پستونک خوابوندمش امتحانی دیدم جوابه شنبه هم امتحان کردم جواب داد دیگه ازشنبه بهش ندادم شب اول تا ۳نصف شب فقط گریه کرد و بهونه می می میگرفت هی میگفت مامان میمی کو با بغض و گریه دلم ریش ریش میشد هربار میگفت به باباش میگفت بابغض بابا می می کو شوهرمم طافت نیاورد گفت بمونم بهش میدم رفت بیرون از اتاق خوابید اما دیروز دیگه برای خواب ظهرش گفت میمی کو پسونکشو قیچی کردم گفت شکسته خراب شده خورد دید نمیتونه بخوره گرفت دستش لالاییش کردم خوابید 😔
شبشم گریه نکرد فقط چندبار گفت می می کو همون خرابرو بهش نشون دادم چیزی نگفت فقط هی بازیگوشی میکرد حرف میزد نمیخوابید😅 دیگه بغلش کردم خوابید تا ۱۱ونیم صبح اصلا هم بیدار نشد😍 امشبم خداروشکر راحت خوابید یکم بازیگوشی کرد و حرف زد بغلش کردم خوابید فقط یه بارگفت می می کو گفتم خراب شده دیگه خلاصه من طبق تحربه ناموفق قبلی که نیلا خیلییی گریه کرد و بی قراری اینسری خیلی خیلی استرس داشتم و یهویی هم شد که ترکش بدم از می می میترسیدم ولی واقعا خیلی راحتتر از اون چیزی بود که فکرشو میکردم و نیلا هم خیلی خوب با نبود پستونک کنار اومد فقط مونده پوشک گرفتن اونم چند ماه دیگه ایشالله راحت بگیرمش