۱۶ پاسخ

اونجوری که گریه می‌کرده خب باید شک میکردی زود می‌رفتی چ بیخیال

وای همینجور که تعریف کردی دلم یه جوری شد😫 خداروشکر که بخیر گذشت

من تو صندلی غذا میزارمش میرم🥲

عزیزززم🥺🥺خداروشکر بخیر گذشته

خدا رو شکر یه خیر گذشت
من پتو یک نفره انداحتم روش ملحفه پهن کردم و ملحفه رو با سنجاق قفلی فیکس کردم
ک بازی میکنه یا قلت میزنه یهش نپیچه
چون گفتی فرشت سفیده گفتم انجام بدی

ای جانم قوربونش برم

لامصب نميشه يه لحظه غافل شد،يكي رو بايد بزاري فقط لحظه به لحظه نگاه كنه گزارش بده كار داشتني كه اونم ممكن نيست،خدا حفظ كنه بچه هامونو

آخی عزیزم

وای قربونش برم تصورش کردم دلم رفت 🥰

ای خدااا جوووجه شیطووونیه
خداروشکر به خیرگذشت

عزیزم برای همه ما ازین موارد پیش میاد با اینکه انقدر مواظبشونیم و واقعا فکر نمیکنیم اینجور بشه،منم چند روز پیش داشتم ظرف میشستم دخترم طبق معمول گریه زاری میکرد که ظرف نشور و بیا پیشم منم هی میگفتم باشه میام نگو بچم انگشتش تو اسباب بازیش گیر کرده وقتی رفتم در اوردم تا چند ساعت قرمز بودو من ناراحت بودمو خودمو سرزنش میکردم ولی ما واقعا دلمون نمیخواد که اینجور بشه،خداروشکر که زود متوجه شدی براش صدقه بده

دختر من اصلا قلت نمیزنه از قلت زدن بدش میاد انگار تا رو شکم می‌زارم سریع برمیگرده به پشت میخابه نمی‌دونم باید چیکارش کنم

من وقتی جای میرم هیچی پیشش نمیزارم

منم هر سری سره سروبس رفتن داستان دارم ولی اینی که گفتی خیلی یگبود خدا رحمش کرده

من‌ملافه و رو فرشی ها رو جمع کردم از اول

ملافه سفید رو کلا جمع کن

سوال های مرتبط