۷ پاسخ

من با بچه های شیر به شیر داغونم پسرم به شدت بهونه گیره

وقتی شاغل بودم برام راحت تر میگذشت اما الانم لذت میبرم تا جاییکه میشه . با تک فرزندی بشدت مخالفم چون تو فامیل دیدم بچه ها چه گوشه گیرن

سلام عزیزم برای بارداری که واقعا بستگی به حس و حال خودت داره
من بارداری‌های سختی داشتم چون خانواده همسرم اذیتم کردن ولی بچه ها اتفاقا خیلی کمک میکنن و اگه خواهر برادر دوست داشته باشن و آماده و همراهشون کنید و برای سونوگرافی و خرید ببرین و مراحل رشد بچه رو بهش توضیح بدین و... خیلی مسئولیت پذیر و صبور و مهربان بار میان
ما یه همسایه داشتیم روحیه اش اینقد شاد بود همیشه صدای خنده هایش بلند بود ماشاءالله اینقد بارداری و زایمان های راحتی داشت بخاطر روحیه خوبش
هرجا هست خدا شادی و سلامتیشو حفظ کنه سه تا دسته گل آورد و بزرگ کرد به چه قشنگی
همش لبش خنده بود بچه هاشم مثل خودش شاد بودن حتی با چیزای کوچیک لذت میبردن و خوشبختی رو حس میکردن
باید همینطور خوش روحیه باشی عزیزم همه چیز برات قشنگ میشه
الهی به سلامتی و دل خوش🥰

اگ بچه اول نق نقو نباشه البته

ب معنای واقعی ادم بدبخت میشه

برای هر کس فرق داره . من یر دختر اولم شاغل بودم خیلی سخت بود .اداره خیلی سرم شلوغ بود دغدغه کار استرس .باز خونه هم غذا لباس و...
الان ۳ماهه باردارم خوب بچه اذیت میکنه .کار خونه .
اگه کنار ت کسی باشه کمک کنه عالیه خواهر .مادر یا خانواده همسرت . یا همسرت حداقل روزی یک ساعت بچه رو ببره بیرون که بتونی استراحت کنی .یا این که خودت ادم صبوری باشی

من برام بارداری دوم خیلی راحت بود بچم زیاد بهونه گیر نبود ولی وقتی دنیا اومد بچه دومم شبا بیدار بود تا صبح ساعت ۸میخوابید تا عصر ۴ماه رفلاکس داشت شب فقط گریه میکرد بغلم بود کلا خوابش برعکس ومن اذیت میشدم چون بچه اولمم صبحا زود بیدار می‌شد۳سالش بود وقتی پسرم دنیا اومد باید بهش صبحونه میدادم کاراشو انجام میدادم ولی خودش می‌رفت دستشویی سخت‌ترین روزا اون موقع ها بود برام کمبود شدید خواب داشتم سردردامم بیشتر میشد مهمون هم که می اومد بدتر بود داشتم افسرده میشدم که دیگه ۴ماهگی با مشورت دکتر بهش غذا دادم راحت شدم

سوال های مرتبط

مامان عَفان و حَمدان مامان عَفان و حَمدان ۲ سالگی
امروز ۲۲ اردیبهشت روز دوقلو ها و چند قلو هاست
خواستم اینجا به اشتراک بزارم تا یادگاری بمونه 😍

یادمه روزی که فهمیدم دوقلو باردارم چقدر گریه کردم 😅🤦🏻‍♀️ آخه هیچوقت فکرشو نمیکردم با اینکه تو فامیل زیاد داریم ولی برای خودم انگار هیچوقت انتظارشو نداشتم
هم خوشحال بودم هم میترسیدم راستش بیشتر میترسیدم چون شنیده بودم که همه میگن خیلی سخته و واقعا هم سخت بود هم زمان حاملگی ماه های آخر فقط روز شماری میکردم که زودتر زایمان کنم چون اصلا نه میتونستم بخوابم نه بشینم نه راه برم هیچی واقعا سخت بود و در نهایت ۳۶ هفته به دنیا اومدن 😍❤
ماه های اول خیلی سخت بود همزمان با هم گریه میکردن شیر میخواستن باهم دستشویی میکردن و...
بالاخره کم کم عادت کردم هنوزم سخته ها باهم بهونه میگیرن ولی انگار دیگه برام راحت تر شده بالاخره دوسال گذشته و خداروشکر که خدا این دوتا فرشته رو بهم داد و منو لایق مادری دونست ❤

دوقلو فرزندپروری گهواره شیرمادر شیرخشک بارداری زایمان سزارین نی نی بچه