۱ پاسخ

وای گفتی آره بخدا....من سه چهار روزم بچم دستگاه رفت و خیلی سخت گذشت و بیمارستان هم دور بود از خونمون...از روز اول تاالان هم کلی مهمون و بیا و برو و ...بحدی خسته شدم که نگو...ولی الانا که یکم سرم خلوت تر شده به روزای قبل و زایمان واینا فکر میکنم دلتنگ میشم

سوال های مرتبط

مامان حامی مامان حامی ۴ ماهگی
بعد این همه سختی و ... فقط یچیزو فهمیدم همه این عذاب ها می ارزید به مادرشدن😍
اونقدر چه قبل چه الان عذاب کشیدم که حد نداره فقط تو همین چند روزه انگار نابود شدم اصلا اون آدم سابق نیستم جون دوتا کلمه حرف زدن رو هم ندارم
دیگه نمیدونم کی میخوام مثل سابق بشم ولی با تمام سختی هاش قشنگ ترین روزای زندگیمه که دارم تجربه میکنم
الان راه که میرم شکمم انگار آویزونه این ور اون ور میره
روده هام به شدت درد میکنن و اذیت میکنن
بخیه هام میسوزن و کافیه یکم تکون بخورم انگار میخوان کنده بشن
سردرد شدید گردن درد شدید گوشام وای همش میگیره
تا میخوابم پشتم میگیره
تا پتو رو میکشم کنار لرزم میگیره میکشم عرق میکنم
میشینم باسنم خشک میشه
رنگ به صورتم نمونده و خونریزی هم ندارم دیگه چون حتما خونی نمونده دیگه برام😂
الانم که گوشی گرفتم دستم فکر به زور گرفتم جون ندارم انگار
به نی نی هم که مدام باید شیر بدم و بی خوابی بکشم
هنوز خدا میدونه که فقط قبلش چیا کشیدم اما می ارزید