من خیلی دوست دارم تمام اولین های کارن رو اینجا به اشتراک بزارم به امید اینکه خودش بعدا بخونه البته میدونم پسرا خیلی اهل این لوس بازیا نیستن😂اما واسه دل خودم مینویسم
امشب خیلی یهویی شوهرم گفت شام بریم بیرون اصلا برنامه ریزی نکردم حتی واسه کارن پوشک هم برنداشتم فقط شیشه و شیرخشک برداشتم. کلا اولین باری بود که کارن شب رو میدید تو راه که کلا هنگ بود چشماش حسابی درشت شده بود و باتعجب نگاه میکرد حتی یه صدای کوچیکم نداد😂 خودم استرس داشتم بالا نیاره جیش نکنه نترسه بی قراری نکنه خلاصه تن و بدن داشت میلرزید یه جای خلوت انتخاب کردیم که واسه باراول از چیزی شوک نشه اونجا که کلا درودیوار نگاه کرد و سرگرم شد غذا که رسید آقا دید ما داریم میخوریم بهش نمیدیم صداش درومد😂که براش شیر درست کردیم و مشغول خوردن شد هزار ماشاله حسابی اروم بود و اصلا اذیت نکرد فکر نمیکردم اینطوری باشه همش میترسیدم گریه کنه که خداروشکر پسر خوبی بود منو همسرم دوتایی عاشق دل و جیگر واین چیزاییم کارن هم بردیم جیگرسرا که آشنا بشه و عادت کنه😂😂😂
1404/11/29بمونه به یادگار ♥️

تصویر
۸ پاسخ

نوش جونتون عزیزم .. همیشه ب شادی🌹🌹🌹

عزیزمممممم ماشالله بهش😍❤

به آنقدر جیگر چقدر پول دادی عزیزم

ایی جونم ❤️😍

نوش جونتون❤️منم دخترمو از سه ماهگی با خودم همه جا بردم

ینی کلا تو این سه ماهش بیرون نبردین؟

ایجان خداروشکر ان شاءالله همیشه خوش باشید. نوش جونتون

😍😍نوش جون

سوال های مرتبط

مامان قندم🩷 مامان قندم🩷 ۸ ماهگی