۱۲ پاسخ

نظر شخصی منه:
چرا بچه تون رو از پدر جدا بردید سیزده بدر؟؟
باید هردوتاتون باهم میبودید حالا یا با خانواده شما یا همسرت
درک این قضیه برام سخته،بابا شما الان خودتون یه خانواده هستید، هنوز چسبیدید به پدر مادراتون

خب نمیشد همه با هم باشید
یا فقط خودتو همسرت؟
میدونی اینجوری بخوای نگاه کنی تو هم خانوادتو به همسرت ترجیح دادی

شما چرا ترجیح دادی عزیزم!؟
میگی تک فرزنده نمیرفت دوتایی تنها بودن🥲

منم تک فرزندم
همیشه پیش مامانمم
شما هم اگه خانواده همسرت خوبن چی میشد باهاشون میرفتی اونام تنها نباشن
من حق و میدم به همسرت

امروز فکر کنم سر این موضوع همه ی خانومای گهواره با شوهرشون قهرن حتی خودم😂😂

دیشب من گفتم ک کاش باهاشون میرفتی ولی الان حرفمو پس میگیرم و حتی بابت غر زدنت بهت حق میدم ❤️‌امسال خیلی ها خونه بودن یا تنها بودن چی میشد مادروپدرش امسال جایی نمیرفتن یا دوتایی میرفتن؟ همسرت باید بدونه اولویت اول زندگیش شمایید ( خانواده ای ک تشکیل داده) نه پدر مادرش!حالااین مناسبت ک گذشت اما از مناسبت های بعدی جوری جا بنداز ک متوجه بشه

من ازوقتی نامزدم با خانواده همسرم میریم و خیلی ام راضی ام پدر و مادرمم پسر خودشونو دارن و با اونا میرن
من یه دیقم نمیتونم بدون همسرم برم جایی چه برسه مناسب ب این زیبایی

این مناسبتام مایه دردسرن
ما که بخاطر دخترم خونه موندیم چون مریض شده. بود و سختم بود

امروز روزت دقیقا مثل من گذشته🤣

مردی ک تو این شرایط خانوادشو‌ب زنش ترجیح میده و خانواده ای ک بجای اینکه بفرستن بره با زن بچش پاشدن رفتن باهاش گردش دیگه جای فکرو بحث نداره

پسر منم بیرون بره لحبازیش شروع میشه

دقیقا ماهم الان قهریم از دیشب خودش گفته بود با خانواده من میریم صبح تا رسیدیم بهونه کرد پاشد رفت و دیگم‌نیومد الان فهمیدم رفته باغ پیش خونوادش😑 خب میمردی بیای باهم بریم که نه من اینجا سبک شم نه اونجا

سوال های مرتبط

مامان آریاز مامان آریاز ۱ سالگی
بعد از روز چالشی جمعه،
من دیروز که رفتم سرکار، تایم کاریمو کم کردم و اصلا شیشه شیر ندادم و به هر سختی بود شیر خودمو دادم
امروز هم نوبت‌ها رو جا به کردم و گفتم شیشه ندم
صبح شیر خودمو خورد دو سه بار
یهو بعدازظهر ساعت سه خواستم بهش شیر بدم، دوساعت بود شیر نخورده بود
گریه‌های وحشتناک کرد و هرکاری کردم شیر نخورد و ساکت هم نشد
به مامانم گفتم ببرش حموم چون عاشق حمومه
گفتم حتما ساکت میشه و گشنه میاد بیرون شیرمو میخوره
اما چنان گریه‌هایی کرد که تا الان به هر گریه‌ای که می‌گفتم وحشتناک، می‌گفت زکی..!
گریه‌هاش به اندازه‌ای بود که با خودم گفتم
اگر بدون بی‌حسی ختنه بشه انقدر گریه نمی‌کنه..!
مجبور شدم همونجوری که لخت بود و از حموم دراومده بود، بهش شیشه شیر دادم
حتا پنج دقیقه مهلت نداد دمای بدنش با محیط یکی بشه…
آسیبی که گریه امروز بهش زد خیلی بدتر از هرچیزی بود که تا الان تجربه کردم..
تلاشمو ادامه میدم..
اگر تجربه‌ای دارین ممنون میشم باهام درمیون بذارید
چت جی‌بی‌تی که اینو گفت:👇👇
مامان آدرینا مامان آدرینا ۱۴ ماهگی
بازگشت آدرینا به ممه قسمت سوم

گفتم انتحاری نمیشه رفت جلو ریز ریز کمش میکنم
اولش اگر روزی شیش بار شیشه میدادم کم کم کمش کردم تا جای که بعد از دو هفته شدروزی یک بار و نهایتا دو سه روز یه بار و تا انتهای ماه سوم هفته ای یک بار اونم در شرایطی که مجبور میشدم شیشه میدادم(مثلا یه بار مراسم عروسی بودیم نمیشد مجبور بودم شیشه بدم یا مثلا هفته بعدش موعد واکسن چهار ماهگیش بود باباش پا درمیونی کرد گفت تو رو خدا جیکر بچه رو خون نکن درد داره بدوش بهش بده )
خلاصه که حذف دائمی شیشه امکان پذیر نیست برای هیچ کس وجودش خیلی وقتا کار راه اندازه
قبل تر گفتم سینمو به هیچ عنوان نمیگرفت و جیغ میزد هر بار میدیدش اما چطور با این شرایط موفق شدم سینمو بهش بدم
راه حل اول :
ادرینا خانوم رفلاکس داشت وقتی شیر میخورد از دریچه معدش هی شیر میمومد بالا و اذیت میشد گریه میکرد سینمو پس میزد !
راه حل ؛یه بالشت پشت سرم میذاشتم بهش تکیه میدادم به جای چهار زانو نشستن دو زانو مینشستم اما یکی از پاهامو صاف میکردم (اون پای که سر بچه روش بود بالا بود )(مثل زمانی که اتل متل توتوله بازی میکردیم😂)
اینجوری سر و بالاتنه بچه بالا قرار میگرفت قسمت معده پایین و کلا یه حالت اریب مانند میشد و شیر برنمیگشت بالا که نتونه بخوره
برای خوندن قسمتهای قبلی و‌بعدی رو اسمم بزنید و وارد پیجم بشید