عزیزم شاید از دندوناش باشه یکم بهش استامینوفن بده ببین اروم میشه
چقدر منی... حتی تو حموم با استرس خودمو میشورم. موقع صبحانه هزار جور میرقصم ک منو ببینه گریه نکنه بتونم یک لقمه ایستاده بخورم. کلا ادم استرسی شدم. ادم بیخیالی نیستم ک بذارم گریه کنه. تپش قلبم همیشه بالاس. انگار دنبالم کردن همش عجله و استرس دارم. ولی اخه اونا هنوز خود تسکینی رو یاد نکرفتن. ینی وقتی گریه میکنن نمیدونن باید چجوری خودشونو اروم کنن. هی بیشتر و بیشتر میشه. هی هورمون کورتیزول بیشتر میشه تو بدنشون اگه نگیریمشون همینجور اوج میگیره.
بعد اینکه توی دنیای اونا وقتی مادرشونو نمیتونن ببینن انگار کلا نیست و تنها شدن. اینکه الان برمیگرده یا الان بغلم میکنه معنی نداره. اونا فکر میکنن کلا یچیزی ازشون جدا شد. منم مجبورم یسره پیشش بشینم. یوقتا میذارمش کالسکه میبرمش اشپزخونه پیش خودم کارامو میرسم باهاش صحبتم میکنم ک منو بیینه. ولی خب زمان زیادی نمیمونه توش یه نیم ساعت میشه روش حساب کرد.
خیر نبینن شوهرای بی درک و شعور
شوهر منم
اصلا دخترمو نمیگیره من ی ساعت بدون استرس بخوابم
میگه وظیفه خودته
یا خیلی خسته اس یا یجایی ش درد میکنه، یا اسپند دود کن لاحول ولا قوه الا بالله بخون ، قران تو خونه پخش کن
چقد مث منی تو با این تفاوت من دوتا دارم امروز انقد هوار کردم دیگ نایی واسم نمونده من هیشکی کمکم نمیده شوهرم با اینکه بیکاره ،اما اصلا کمکم نیس دیگ داغون شدم
دقیقا دخترای منم وقت خوابشون که میشه اینقدر گریه میکنن پارم کردن
وای منم همین شرایط رو دارم کلافه میشم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.