۲۳ پاسخ

ما اوایل ازدواج خیلی درگیر بودیم اصلا هر هفته ۷روز بود ما چند ساعتشو خوب بودیم دوباره مث چیز میپریدیم‌به هم کم کم قلق همو یاد گرفتیم الان اون‌عصبیه غر غر میکنه من لال میشم من عصبی ام‌اون لال میشه فقط کافیه جواب‌همو ندیم بعد که اروم شدیم همه چیز تمومه
یه سری به شوخی بچه‌رو گذاشت وسط‌گفت از این ب بعد تو اونور من اینور منم به شوخی انقدر زدمش تا به غلط کردن افتاد🤣🤣🤣
هنوزم گاهی وقتا دعوا داریما که از هم‌بیزارمون کنه ولی خب شاید ماهی‌یه بار پیش بیاد که میدونم منشأش بیشتر مالیه شوهرم دستش خالی باشه خیلی فکری میشه دوست داره بی‌خود دعوا راه بندازه 🤣🤣🫤
ولی‌خب جدا از هم نمیخوابیم اصلا مثلا وقتی قهریم بافاصله میخوابیم وقتی نیستیم مث کنه میچسبیم🤣🤣🤣

ما از بچه اولم بحثامون شروع شد هنوزم ادامه داره ۸ساله اون دخالت میکنه تو بچه داری منم هاپو میشم و پاچه میگیرم😂😂😂😂

مام عاشق معشوق بودیم ولی الان روزی هزاربار خودمو لعنت میکنم که چرا بااین ازدواج کردم اوایل اخلاقش خوب بودولی الان نه هردو پشیمونیم ولی خدا کنه بچهامون سلامت باشن منکه قید عشق دیگه زدم

ما که ۵ ماهه اتاقامون جداس من با بچه میخابم اون تنها

ماخواهرو برادرشدیم دیگه🤣🤣🤣

وای بخدا زدی تو خال
من فکر میکردیم ماییم فقط هررررروز دعوا هررررر روز بخث و غر جدید یا من یا همسرم ۶ ماهه فقط بحث اگه ۳ سال پیش ک تازه ازدواج کرده بودیم این مذلی بود میگفتم ابمون تو ی جوب نمیره از وقتی دخترم دنیا اومده همسر غرغرو شده منم کم طاقت فقط داد میزنم
شدیدننننننننن دلم برا رابطه عاشقانه قبل از بچه تنگ شده نمیدونستم با اومدن بچه پایانش بود😭🤦🏻‍♀️

ما عاشق و معشوق بودیم الان گوووو ز م نیستیم وضعیت حوریه هر روز میگم کاش جمع کنم برم خونه بابام 😂😂😂😂

چقدررررر همدرد داریم اینجا🥲
منم امروز بهش گفتم حالم ازت بهم میخوره اونم هیچی نگفت🥲😑
البته تقصیر داشت ها بیگناهم نبود
ولییییی در کل اعصاب مصاب نمونده برام بچه ها خیلییی اذیت میکنن

اخ منم دقیقا مثل تو
تا الان ک ۴ ماه و ۲۰ روزه ساکت بود شوهرم الان دیگ نه 😂

ماهم همینطور گلم
من واقعا موندم چیکار کنم که درست باشه خسته میشم از دست بچه از دست بالای بچه خسته تر🥹

منم خیلی عصبی شدم .همش با شوهرم دعوا میکنم .آخه دوتا بچه روانیم کردن جوری که هرشب میگم خدا کنه صبح نشه

ماهرروزسرافتادن بچه دعواداریم😐فک کنم همسایه هادیگه ازدستمون فرارکنن

منم در همین وضعیتم الان.

هییی خواهر ما قبلن دیوونه هم بودیم یه حرف کوچیک بهم نمیگفتیم الان بعد بچه فقط سر چیزای الکی دعوا میکنیم همش همدیگرو میرنجونیم نمیدونم چرا اینجوری شدیم الانم سر یه آچار دعوای مفصلی کردیم اون تو اتاقه با بچه منم تو حال نشستم 🤕🥲

من ریدع ترین حالت ممکن از اولم جای خوابمون‌ خودش جدا کرد منم قهر کردم دگ حتی تن ب رابطه هم نمی‌دم چ برسه چیزای پگ‌

ما هر روزمون‌بحثه، منم هرچی از دهنم دربیاد بارش میکنم اونم حرص میخوره گاهی جواب میده گاهی هم لال

منم پر قدرت 💪 یکسره دعوا میکنیم 🤣
بیشتر من بارش میکنم اون ساکت میشه چشم نخوره البته🤣🤣🤣🧿🧿

طبیعیه همه همینن شوهرم یه خواهرم گفته نمیدونم چرا زی زی انقدر عصبی میشه سریع ,خواهرم گفته بهش کم‌دخالت کن تو بچه داریش یا هولش نکن عصبی نمیشه😂قبل اینکه زن تو بشه اروم بود😂

منم الان سر شیشه دادن به پسر بحثمون شد

ماهم همین جوریم جوری ک ازم دور شده بود سرد شده بود حتی یکماه نزدیکی نداشتیم چند روزه قرص میخورم اعصابم آرومه دیروز بهم میگفت میشه همیشه اینجوری باشی

یعنی هفته پیش ی جوری بودم ک دلم میخاست سر به تن شوهرم نباش پریودشدم همه چی فروکش کرد الان ک پریودم تموم شده دوباره عاشقش شدم😂

دقیقا ما هم همین طور سر بچه بهونه میشه دعوا میگیریم الانم ی دعوای مفصلی کردیم 😐

نه بابا ما برعکس شماییم من لالم‌ اون میگه😂😂

سوال های مرتبط