۲ پاسخ

من سرشو یکم قیچی کردم بهش دادم خودش انداخت باز گفت میخوام گفتم اونجاس بردار هی برداشت هی انداخت گریه کرد رفتم گفتم ببین خراب شده بزار بابا بیاد میگم برات بخره حواسشو پرت کردم تا شب شب زد زیر گریه همونو بهش دادم انداخت گفتم پاشو بندازیمش دور این خرابه انداختیم باهم توی پلاستیک اشغال باباشم برد اشغالارو شبم توی بغلمون خوابوندیمش شیشش دستش بود توش اب کردم همونو هی میخورد سه شب اذیت کرد بعد فراموش کرد

سلام عزیزم من سه چهار روزی فقط اجازه دادم شبا پستونک داشته باشه بعدش شبام ازش گرفتم ولی یک سالگیش اینکارو کردم

سوال های مرتبط