۳ پاسخ

منم دقیقا دخترم مثل لنا خانمه و مشکل شما رو دارم
وقتی بچه ای بهش بی محلی می‌کنه خیلی ناراحت میشم ته دلم
بعضی بچهام دیگه خیلی یبس و خشکن
ولی در کل اجتماعی و پر شوره کمتر بچه ای میبینم مثل دخترم باشه و باهم ارتباط بگیرن

ای جان دلم چقدر مهربونه
اما بنظرم میشه یه آموزشایی داد که یکم قضیه مدیریت بشه
مثلا اگر خواست پای دوستش بوس کنه بگیم نه عزیزم ما بوس میفرستیم
یا مثلاوقتی میخوای بغلش کنی خودت ازش اجازه بگیر بگو اجازه هست بغلت کنم که اونم یادبگیره اجازه بگیره (چون بعضی از بچها خیلی اهل بغل کردن نیستن اینجوری یهو ریکشن تندی از کسی نمیگیره که ناراحت بشه)
لطفا آموزش نقاط خصوصی هم بهش بده بچه های با محبت چون مهربونن ممکنه یکم آسیب پذیر باشن(نه لزوما پس خیلی نگران نباش)
فقط سعی کن بهش یاد بدی

مثلا تو‌میتونی چیکارکنی بگی کسیو دوس نداشته باش؟کاری نمیش کرد دخترمنم همینه دختر اجیم چهارسالشه ینی همچین با عشق بهش میگ دادا ولی اون از حسادت نه بهش محل میده نه باهاش بازی میکنه هیچی

سوال های مرتبط

مامان لنا جون مامان لنا جون ۱ سالگی
مامانا میشه بگید چه کاری درسته تو این شرایط دختر من الان ۱۶ ماهشه و دخار برادرم ۶ ماه انقدر اذیت میشم میام خونه مادرم اینا و اونا میان دخار من عاشق بچه س همش نی نی نی نی دوس داره بغل کنه بوس کنه فشار بده ما هم ۲ بارشو میزاریم ۵ بارشو نمیزاریم میترسیم بچه س بالاخره واقعا بچه ی اذیت کن و آزاری نیست ولی با این حال همش مراقبیم هی بهش میگن نکن دست نزن عه برو اونور عه داد نزن شلوغ نکن .خودمم این وسط عصبی میشم گاهی بچه رو یه دعوایی میکنم ولی واقعا سخته بچه برادرمو از ترس زمین نمیتونیم بزاریم جون لنا همش میخواد بغل کنه اینهمه مدت تا حالا بچه آسیب نزده بود چون خیلی دیدن بچه ها تو سن لنا میزنن بچه کوچیکارو دیکا انقدر بهش نکن نکن دست نزن گفتیم بچه م انگار حرصی شده بود دیشب هی نق میزد بلاند بلند حرف میزد آخرش داییش گفت عه لنا هیییس چقدر داد میزنی با حالت دعوا و اخم
منو میگی انقدر ناراحت شدم گفتم هی دایی بجه منو دعوا نکنا بچه ت بزرگ شه دعواش میکنمااا😒😒😒
واقعا چه انتظاری دارن بچه ی من همش ۱۰ ماه بزرگ تره مگه چقدر فهمش بیشتر از بچه ی خودشونه
و اینکه هیلی مزخرفه تو یه خانواده پشت هم بچه میارن اجازه ندادن بچه ی من بچگی کنه همش نکن نکن
مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
درباره بازی- ۸
من خیلی دنبال این بودم که هم سن و سال پسرم پیدا کنم تا باهم بازی کنن. ولی تجربه ام نشون داد که این سن برای هم بازی شدن خیلی زوده. مطلبش رو هم خوندم که بچه ها تو این سن بازی نمیکنن. یه پدیده ای هست به اسم بازی موازی. یعنی هر کدوم برای خودشون بازی میکنن.
بچه های کم سن تر ، بچه های بزرگتر و بچه های دقیقا هم سنش رو امتحان کردم.
کلا از دیدن هر نوع بچه ای خوشحاله☺️
بچه های کوچیکتر رو دوست داره نگاه کنه و ناز کنه و دست بزنه. بچه های هم سن خودش خوب میتونن با هم راه برن، بیشتر با هم به به میخورن و دبنال هم راه میفتن و سر اسباب بازی دعواشون میشه😅
بچه های حدود ۲ یا ۳ سال خیلی تجربه جالبی نبوده. چون خیلی تو اون سن بچه ها بچن و همینطور لجباز و خودمحور میشن.
بچه های سن بزرگتر حدود ۴ یا ۵ و ۶ هم با دخترا بهتر کنار میاد.مواظبشن. رعایتشو میکنن. پسرها خیلی ورجه وورجه دارن تو این سن انگار‌ یه جا بند نمیشن که البته طبیعیه.
بچه های بزرگتر که دیگه مدرسه ای شدن هم خیلی دوستش دارن خیلی توب مواظبشن. ولی خوب دیگه پسرم نمیتونه به اون صورت باهاشون بازی کنه.
و اینکه تو این سن باید حتما بازی با نظارت و دخالت بزرگترا باشه. باید اگه دعواشون‌میشه دخالت کرد حتما.
سن پسرم ۱ سال و ۴ ماهه.
و از همون موقعی که میتونست بشینه قرارهای دوستانه براش میذاشتم.
الان چندتا دوست داره که خونمون میان و خونشون میریم. فکر میکنم بیشتر دوس داره که نی نی بیاد خونمون و باهاش تو اتاقش بازی کنه. ولی رفتن به خونه بقیه و اسباب بازی های جدیدم خیلی براش جالبه.
خانه بازی هم بردمش چند بار. از وقتی تونست خوب راه بره. ولی با کسی هم بازی نمیشه. خودش بازی میکنه ولی بودن تو محیط بچه ها رو مسلما خیلی دوست داره.