۱۱ پاسخ

من از اول اهمیت ندادم وقتی آروم میشه بغلش میکنم باهاش حرف میزنم
اما بقیه یهو هول میشن هر کی یه جور میخواد آروم کنه و بچه هم بدتر می‌کنه و کلی جیغ و داد راه میندازه و من فقط حرص میخورم اونا هم فکر میکنن که الان خیلی دارن به بچه لطف میکنن و ابراز علاقه میکنن و من مامان بی‌خیالی هستم😏

سکوت و راهم رو کج میکنم میرم خودش میاد طرفم ولی اگ گریه کنه میگ بغل

ب این نتیجه رسیدم ک فقط سکوت میکنم
و سکوت
چون هر عکس العمل من این پروسه جیغ و دادش بیشتر میکنه

وقتی اصلا حرف توی گوشش نره، سکوت میکنم و مشغول یه کار دیگه میشم تا بفهمه کارش درست نیست و نتیجه ای هم نمیگیره. بعد مدتی خودش خسته میشه. ولی نه که بذارم برم یه جای دیگه چون اونجوری میترسه و فکر میکنه باهاش قهر کردم و خیلی بد میشه. باید همونجاها باشیم ولی وانمود کنیم مشغول چیز دیگه ای هستیم و خیلی دوستانه جوابش رو بدیم که فکرنکنه طرد شده

وایمیستم نگاش میکنم گاهی خندم میگیره
گاهی سعی میکنم حواسشو پرت کنم

من برام سواله یه خواهرکوچولو دارم من ۱۹ سالم بود بدنیا اومد تا ۵ سالگیش من مجرد بودم اصلا هیچکدوم از این چالشایی که با پسرم دارمو باهاش نداشتیم

وحشتنااااااک فقط داد میزنه هرچی که میگیم، خیلی عصبی میشم بعضی وقتا منم سرش داد میکشم بعد عذاب وجدان میگیرم😣

پسر من هنوز به این مرحله نرسیده.

من وقتی میخوام واکنش نشون ندم و اونروز خیلی اذیت کرده اینقد که ناخودآگاه دندونامو فشار میدم رو هم تمام فک و دندونام درد میگیره

میگم یجاباشه ازدستش فرارکنم برنگردم دیگه

من روانی شدم و سخت ترین شرایط و دارم دخترم خیلی اذیت میکنه و هرروز آرزوی مرگ دارم از دستش

سوال های مرتبط