اتفاقی ک نباید میوفتاد بلاخره افتاد

۶ پاسخ

من دیشب گفتم میزنه ازدیشب بیداربودم منتطربودم مامانم گفت تو ازکجامیدونی انگاربهم الهام شده بود همش منتظربودم صبح بلند شدم به شوهرم گفتم برو شمعو کبریتو وسیله بخر گفت چرا کفتم جنگ میشه گفت خبری نیست دقیقا پشت حرفم تهرانو زدن

الهی ظالم ها نابود شن

اخرش جنگ شد خدایا رحم کن

جنگ بشه ولی اگه قرازه بریم بابچهام برم خدا تنهاشون نزاری منم تنها نزاری

چیشده مگه کجارو زدن

غریب الوقوع بود از اول

سوال های مرتبط

مامان نفس مامان نفس ۳ سالگی
مامان فرحنازجون🥰😘 مامان فرحنازجون🥰😘 ۲ سالگی