۱۱ پاسخ

منم مثل توهستم اما هرجور شده بچمو بیرون میبرم شده حتی نیم ساعت یایه ساعت

ببرین بیرون بازی کنن حتما بچه توخونه افسرده میشه گوشه گیر میشه

اگه شوهرت گیر نمیده بچه مهمپتره

هممون مثل همیم
من تا دوماه پیش مدام میبردمش پارک سر کوچه ولی الانم نمیدونم چرا بدنم دیگه نمیکشه همش کتف و گردنم درد
مچ هم که دیگه نگم

بابا هرکاری کنیم همیشه تمیز و مرتب نمیشه منم بیخیال میشم میبرمش حیاط پیاده روی کنه

منم همینجورم اصلا نمیرسم ولی خب ، طرفای ظهر که هوا گرمه یا میزارمش تو حیاط بازی کنه یا میبرمش تو کوچه در حد نیم ساعت

من معمولا دو وعده درست می‌کنم که حداقل در هفته سه بار ببرمش دور بزنه اینجوری که هر روز چن شاغلم میارمش صبح تا بعد از ظهر خونه مامانم اونجامی شلوغه براش عشقی حال فراهمه

ببین من قبلا بیشتر اینطوری بودم الانم هستم اما ناهار از شب قبل سعی میکنم بزارم صبح درگیرش نشم ،خونه ریخت و پاش باشه با دخترم تمیز میکنیم اونم یاد گرفته ،برای بچه ها اینکارا خودش بازیه ، شام ک شوهرم هست باز نگه میداره من شام و ناهار میزارم ، عصر معمولا یه روز درمیان بتونیم بیرون میریم ، یه وقتایی از شوهرت حتما کمک بگیر و اینکه کار خونه و تمیز کاری بعضی اوقات کنسل میکنم با دخترم بازی میکنم ،اونا فقط مارو دارن ،نمیدونم مادرا تا کی باید بفهمن اینروزا زود تموم میشه اما کار خونه نه

من حتی نمیرسم خونه رو تمیز کنم
باز دمت گرم که به کارای خونه ات می‌رسی
البته من باردارم هستم ،همش خسته ام

من مثل توام .اصلا بیرون نمی‌برم طفلک و

من بعضی وقتا بیخیال خونه و تمیز کردنش میشم پسرمو میبرم بیرون میگم گناه داره بچهس دوستداره بازی کنه
چقد این خونه ها رو تمیز کنیم باز از اول
ول کن بابا یکم ب خودت و بچهت برس

سوال های مرتبط