۶ پاسخ

من زیادی تو لحظه ام و اذیت میشم واقعیت

ظرف تو سینک نباشه
لباس کثیف نباشه
خونه مرتب باشه
غذا حاضر باشه

خیلی عالی

من چند روز دراز کشیده ام هیچ انگیزه ای ندارم دارم دیوونه میشم

من جدیدا در حال تمیز کاری ام و میگم همین چند صباح از خونه و زندگیم لذت ببرم.حتی مانتو عیدمم دوختم

داشتم ظرفامو میشستم

باخودم می‌گفتم باید خداروشکر کنم که زندم الان .ثانیه ای داره یک آدم می‌میره
ازکجا معلوم نوبت من باشع ساعاتی دیگه

منم همینطور بودم قبل از جنگ ولی الان شور و شوق هیچی رو ندارم دل و دماغ هیچ‌کاری رو ندارم

سوال های مرتبط

مامان نیکان مامان نیکان ۳ سالگی
مجدد تاپیک میذارم.
ببخشید از دوستانی که پاسخ داده بودند.باز نمیشد.

شب تولدم 🎂

بیستم فروردین هزار و سیصد و هفتاد و چهار🥰 ‌

قبلتر ها فکر میکردم سی سالگی چقدر دوره ، چقدر دیره ، سی ساله ها چقد پیرن ، ولی الان انگار چشم برهم زدنی گذشت و سی و یک ساله شدم و فهمیدم اصلا دیر نیست برای هیچی ، و چقدر میتونم عمیقتر و عاقلانه تر به زندگی نگاه کنم …

فهمیدم برای زندگی شادتر ، دوستانی لازمه اندک ولی شایسته. هر چی کمتر دغدغه ی روح و روان کمتر و اینکه بهترین دوستان هم جای خونواده رو نمیگیرن….

فهمیدم هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست. اینو دوبار بخون …!

فهمیدم توقعمو از آدمای اطرافم کم کنم و خودم هم به اندازه باشم. نه زیاد نه کم …

فهمیدم اگه از کسی رنجیدم به جای خودخوری و آزردن روح و روانم با طرف مقابل صحبت کنم …

فهمیدم تو دل تمام روزهای سخت زندگی باز هم به دنبال معنا و بهانه های کوچک برای زندگی شاد باشم.

و فهمیدم که در حال زندگی کنم و از حال لذت ببرم به جای حسرت به گذشته یا تصور آینده نامعلوم….


خلاصه که تولدت مبارک سارا…
۳۱ ساله میشناسمت … ۳۱ ساله دوستت دارم و میدونم چقدر تلاش کردی آدم خوبی باشی ،فقط کاش برای هدف هات و برنامه هات کمی بیشتر بجنگی.
تو از پسش برمیای دخترِ بهار 🍃🫂


شمام اگه حس خوبی از من گرفتید ، یا حرفی به من دارید اگه دوست داشتید بهم بگید، خوشحال میشم.

🥳🥰عکس از سال گذشته 🥰🥳


فرزندپروری
پوشک
فرزند
کودک
بچه نوزاد
تب
کولیک
پسرم
مامان یاسین مامان یاسین ۵ سالگی
سلام
مامانا من چرا حس میکنم مادر خوبی برای پسرم نیستم حس میکنم مادر کافی واسش نبودم من یه دختر تنها بودم که از بچه داری سردرنمیاوردم به هوای حرف مادرم گذاشتم بچه دار شدم ولی متاسفانه مامانم فوت کرد و من موندم بی تجربگیام که باعث شد پسرم رفتار خوبی نداشته باشه یهو پرخاشگری میکنه میاد میزنه چیزی بخاد نخریم جیغ و داد میکنه حس میکنم خودمم مادر خوبی براش نبودم الان میبینم بعضی مامانا میشینن قشنگ با بچه هاشون کار میکنن من تا به حال هیچ کاری باهاش انجام ندادم جز اینکه رنگارو یادش میدم چیزای بزرگ و کوچیک و عدد هارو میدونه ولی نه به ترتیب و اسم بعضی حیواناتو حس میکنم مادر خیلی بدی بودم واسش🥺🥺مادر کافی براش نبودم البته تقصیر اطرافیانم بوده چون مادرنداشتم تو بچه داریم دخالت کردن و همش سرزنشم میکردن باعث میشدن همش باوحرفاشون ب حوصله باشم اعصاب داغون😭😭😭😭 الانم حس میکنم من مادر کافی برا بچم نبودم مادری نبودم ک براش وقت بزارم کاش من بجای مامانم میمیردم 😭😭😭😭