۱۱ پاسخ

من از کل بارداری فقط دلتنگ اون موقع هایی میشم ک لگد میزد ب شکمم🥺

عزیزمممم منم دقیقا مثل شمام . خیلی شیرینن لحظات . من روز زایمانمو هر بار تکرار میکنم تو ذهنم . حتی تو خونه هم دلم برا دختر نازم تمگ میشه . واقعاکاش ثانیه ها نگذرن اصلا

عزیزم دخترشما ۸ روز از دختر من بزرگتره .
الهی خدا حافظ همه بچه ها باشه😍🥹

دقیقا منم خیلی دلتنگم یادم میاد گریم میگیره 🥲

دقیقا همینه منم خیلی‌دلم واس وقتایی ک تو شکمم لگد میزد تنگ شده یا وقتی چندماهه بود کوچولو بود🥺🥺🥺

دقیقا هم دلیم🫠

بارداری نه، ولی این روزها اصلا دلم نمیخواد زود بگذره

عزیزممم خداحفظش کنه برامنم دعاکن

ابجی میای گروهم داخل روبیکا
@delana1237

ای جان... ان شاالله ک روزای خوبی کنارهم داشته باشید

عزیزم خدا حفظش کنه❤

سوال های مرتبط

مامان سید یحیی مامان سید یحیی ۹ ماهگی
یک ماه شد که من برای اولین بار مادر شدم
سخت بود؟ خیلی!
شیرین بود؟ بسیار زیاد
پشیمون نشدی؟ به هیچ عنوان!
تنها دغدغه ام فعلا این روزا خواب خودمه, که میدونم زمانی میرسه که بچم ۶ ساعت هم بخوابه برای من کافی خواهد بود، فعلا هر دو ساعت گشنش میشه و من بیدار میشم و کم خوابی اذیتم میکنه
با هیچ چیز دیگه اش مشکلی ندارم و دارم از تک تک روزا لذت میبرم، کولیک نداره، رفلاکس پیدا و پنهان نداره، گاهی نفخ زیاد اذیتش میکنه و با ماساژ اوکی میشه، هم شیر خودمو میخوره هم کمکی، به نظرم داره خوب وزن میگیره و خدا شاهده که ناراحتم که انقدر زود داره بزرگ میشه
الان دلم برای بارداریم تنگ شده که توی دلم بود، میدونم بعدا دلم برای این اندازه کوچولو بودنش تنگ میشه
دلم برای تکون دادن سرش برای پیدا کردن سینه تنگ میشه، دلم برای چشمای گردش که نمیتونه یه جا رو متمرکز نگاه کنه تنگ میشه، دلم برای بوی تنش که چند وقت دیگه خبری ازش نخواهد بود تنگ میشه.
میگن بغلش نکن، بغلی میشه ،ولی آخه دیگه کی میتونم اینجوری توی بغلم لقمه اش کنم؟ یه روزی بزرگ میشه، قدش از من بلندتر میشه و وقتی تو دلم دارم قربون صدقه ی قد و بالاش میرم بگم مامان جان یکم خم شو و مامان بی نوات رو بغل کن
یه ماه به همین سرعت گذشت و من هیچ وقت به اندازه ی الان از گذر زمان متنفر نبودم💔
فاطمه فاطمه قصد بارداری