تجربه زایمانم
به نام خدایی که گره گشایی
میخام از تجربه زایمانم بگم
زایمانم طبیعی بود و خیلی راضی بودم و پیشنهاد میکنم تا جایی که امکان داره طبیعی زایمان کنین
من روز چهارشنبه ۳۸ هفته بودم نوبت دکتر داشتم میخواستم آخرین سونو گرافی رو ببرم براش چک کنه
رفتم پیش دکترم گفت که همه چیز اوکیه گفتم خانم دکتر خیلی از زایمان طبیعی میترسم تورو خدا نامه سزارین بدین دکترم گفت نمیتونم نامه بدم اگر میخای برو بیمارستان خصوصی هزینه بده اختیاری سزارینت میکنن منم بخاطر بودجمون نتونستم برم سزارین و همه چیو سپردم به خدا دکترم گفت هر موقع دردت گرفت برو بیمارستان و تا آخر هفته اگر دردت نگرف بیا معاینه تحریکی کنم
گفتم خانم دکتر چیکار کنم دردم بگیره گفتش رابطه بدون جلوگیری و پیاده روی ورزش اسکات انجام بده دهانه رحمت نرم میشه دیگه رفتم خونه یخورده پیاده روی کردم رفتم حموم دیدم زیر دلم درد خفیف پریودی گرفت دیگه ول شد منم گفتم حتما درد کاذبه بهش محل ندادم رفتم حمام زیر دوش آب گرم شکمم ماساژ دادم و اینا بهتر شدم شبش شوهرم اومد خونه بهش گفتم دکتر اینا رو گفته
دیگه باهم رفتیم پیاده روی و ...
فرداش پنجشنبه 12/07دیدم یخورده دردم از روز قبل بیشتره میگیره ول می‌کنه خفیفه هیچی نگفتم فکر کردم به خاطر پیاده روی که کردمه دیگه تحمل کردم دیدم تا عصر ادامه داره اومدم تایپک های گهواره رو خوندم دیدم علائم زایمان ایناس
ادامه تایپک بعدی ...

۹ پاسخ

سلام مبارک باشه
اسم دکترتون چی بود
بیمارستان ولی عصر فسا زایمان کردید؟

عزیزم کاری کردی بچه سفالیک شد یا خودش چرخیده بود؟

وای عزیزم نه نمیشه طبیعی رو به هر کسی گفت که انجام بده .
من بچم سفالیک بود . وزنش ۲۶۰۰ بود .
کیسه آبم پاره شد هزاران برابر وحشتی که تو اون ۹ ماه از زایمان طبیعی داشتم بعد از پاره شدن کیسه آبم از شدت استرس تو بیمارستان نمیتونستن ازم نوار قلب و فشار خون بگیرن همش میگفتن توروخدا آروم باش فقط بذار نوار قلب و فشار خون بگیریم تو برو سزارین.
من اگر طبیعی زایمان میکردم وسطش‌ میمردم بچه تلف میشد

خب عزیزم 😍

منتظر بقیشیم عزیزم

بگو عزیزم بقیشو

منتظر تاپیک بعدی☺️

یعنی فردای روزی ک رفتی دکتر زایمان کردی

منتظر باقیشیم عزیزم

سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۱۰ ماهگی
سلام اومدم تجربه خودمو از زایمان طبیعی براتون تعریف کنم

دقیقا شنبه گذشته من تو 38 هفته و 3 روز معاینه شدم اونجا گفت ک یک سانت دهانه رحمت بازه ولی سر بچه هنوز کامل نیومده تو لگن که بچسبه به دهانه رحم که فشار بیاره دهانه رحمت بیشتر باز بشه فقط برو پیاده روی و ورزش کن سرش بیاد پایین دیگه از همون شنبه تا 3 شنبه هرروز ورزش و دوساعت پیاده روی بدون وقفه داشتم دوباره 3 شنبه رفتم معاینه شدم گفت 2 سانت شده دهانه رحمت ولی تحریکش کردم ک بیشتر بشه اومدم خونه همچنان پیاده روی و ورزش فرداش ظهر رفتم حموم که زیر دوش آب گرم اسکات بزنم دیدم خیلی حالت تهوع دارم پ سرگیجه شدید اومدم بیرون مامانم گفت رنگ و رخت یه جوری شده معلومه وقت زایمانته دیگه رفتیم بیمارستان امام رضا ساعت 4 بود معاینه شدم گفت دوسانت و نیمی ولی سر بچه هنوز بالاست برو پیاده روی کن ساعت 8 دوباره بیا منم ک دیگه خسته از پیاده روی و ورزش همه پاهام زخم بود و تاول زده بود تو این چند روز ک پیاده روی میکردم
مامان نخودک 🐤🩷 مامان نخودک 🐤🩷 ۵ ماهگی
تجربه ی من از زایمان طبیعی پارت (2)

از ۳۴ تا ۳۶ هفته روزی نیم ساعت پیاده روی میکردم ولی ورزش نمیکردم حال ورزش کردن نداشتم، از ۳۶ هفته به بعد طبق دستور دکتر روزی دوساعت پیاده روی کردم ورزشامم شروع کردم روزی نیم ساعت( اسکات،پروانه،چرخش کمر،سجده)

بازم هی با خودم میگفتم اخه من ورزشارو دیر شروع کردم مگه میشه
بتونم طبیعی بیارم کاش زودتر شروع میکردم

۳۷ هفته رفتم دکتر معاینم کرد دهانه رحمم بسته بود دکتر گفت از این هفته رابطه بدون جلوگیری داشته باش
من رفتم خونه کارایی که دکتر گفت انجام دادم
روزی یبارم میرفتم حموم زیر دوش ورزش میکردم به اندازه ۱۰ دیقه

۳۸ و ۶ رفتم دکتر معاینم کرد گفت یک و نیم سانت دهانه رحمت باز شده
اگه تا ۱۹ بهمن دردات شروع نشد برو بیمارستان با امپول فشار باید زایمان کنی
معاینه که شدم یکم زیر شکمم درد خفیف گرفته بود

دوروز بعد معاینه بود که من صبح با مامانم رفتم بازار یک ساعت راه رفتم بداز ظهرش دوساعت رفتم پیاده روی دوساعت راه رفتم
شبم رفتم خونه زیر دوش یکم ورزش کردم ،شوهرمم گفت بریم تا سرکوچه یکم پیاده روی کنی؟ گفتم نه امروز کلی راه‌رفتم 😐 گفت حالا بیا بریم پیاده روی برات خوبه 😐گفتم باشه دوباره یه ربع رفتم پیاده روی

من زیر شکمم خیلیییی خفیف درد میکرد و هر از گاهی انقباض داشتم
برگشتم خونه دراز کشیده بودیم داشتم میوه میخوردم نی نی هم داشت تو شکمم بازی میکرد یهو دیدم یچیز تو شکمم تقق صدا کرد 😐
گفتم شاید صدای لگدش باشه