سوال های مرتبط

مامان آقا یونا مامان آقا یونا ۴ ماهگی
تجربه زایمان سزارین
دوستانی که منو دنبال میکنند میدونند که فشار خون بالا داشتم
چهار روز هفته ۳۰ بستری بودم.....
هفته سیو شش و سه روز وقت دکتر داشتم بیمارستان شهدای گمنام میدان خراسان رفتم فشارم گرفت ۱۶ روی هشت بود بهم یه آمپول زدن فشارم بیاد پایین نیومد گفت برو خونه دوتا همزمان متیل دوپا بخور میاد پایین...... اما نیومد.....ساعت یک شب خودم گرفتم روی پونزده بود.... دیگه شب علی رقم میل باطنی شوهرم شب خوابیدم گفتم صبح میرم دکترم و آروم شد خوابیدیم صبح دوباره گرفتم بازم بالا بود رفتم دکترم گفت باید بستری بشی و ختم بارداری نامه داد برای سزارین اجباری و بستری (نکته مهم اینکه دکتر من اصلا اصراری روی بیمارستان خودش و دولتی نداشت یا اینکه بگه حتما باید سزارین بشی نه پولی ازم گرفت هیچ)
رفتم اکبرآبادی فشارم گرفت بالا بود ازم آزمایش گرفتن و تو اورژانس بستری شدم دکتر اومد گفت مریض فشار بالا داریم اومد من دید گفت با برانکارد بردن بخش زایمان طبیعی اونجا آزمایش اینا باز گرفتن و اصلا معاینه نکردن
توی بلوک زایمان هم اصلا معاینه نکردن......
دکتر اومد گفت میخوای سزارین اختیاری گفتم نه طبیعی اپیدورال رفت بعداز چند دقیقه اومد گفت سزارین اورژانسی باید بشی
مامان کیان مامان کیان ۴ ماهگی
تجربه زایمانم
به نام خدایی که گره گشایی
میخام از تجربه زایمانم بگم
زایمانم طبیعی بود و خیلی راضی بودم و پیشنهاد میکنم تا جایی که امکان داره طبیعی زایمان کنین
من روز چهارشنبه ۳۸ هفته بودم نوبت دکتر داشتم میخواستم آخرین سونو گرافی رو ببرم براش چک کنه
رفتم پیش دکترم گفت که همه چیز اوکیه گفتم خانم دکتر خیلی از زایمان طبیعی میترسم تورو خدا نامه سزارین بدین دکترم گفت نمیتونم نامه بدم اگر میخای برو بیمارستان خصوصی هزینه بده اختیاری سزارینت میکنن منم بخاطر بودجمون نتونستم برم سزارین و همه چیو سپردم به خدا دکترم گفت هر موقع دردت گرفت برو بیمارستان و تا آخر هفته اگر دردت نگرف بیا معاینه تحریکی کنم
گفتم خانم دکتر چیکار کنم دردم بگیره گفتش رابطه بدون جلوگیری و پیاده روی ورزش اسکات انجام بده دهانه رحمت نرم میشه دیگه رفتم خونه یخورده پیاده روی کردم رفتم حموم دیدم زیر دلم درد خفیف پریودی گرفت دیگه ول شد منم گفتم حتما درد کاذبه بهش محل ندادم رفتم حمام زیر دوش آب گرم شکمم ماساژ دادم و اینا بهتر شدم شبش شوهرم اومد خونه بهش گفتم دکتر اینا رو گفته
دیگه باهم رفتیم پیاده روی و ...
فرداش پنجشنبه 12/07دیدم یخورده دردم از روز قبل بیشتره میگیره ول می‌کنه خفیفه هیچی نگفتم فکر کردم به خاطر پیاده روی که کردمه دیگه تحمل کردم دیدم تا عصر ادامه داره اومدم تایپک های گهواره رو خوندم دیدم علائم زایمان ایناس
ادامه تایپک بعدی ...
مامان کوهیار🫀🦣🧸 مامان کوهیار🫀🦣🧸 ۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت یک🤱

اول بگم که من تو کل بارداریم به غیر از کار های روزمره هیچ نوع ورزشی انجام ندادم و انتخاب صددرصدم طبیعی بود (چون اطرافیان زیاد از زایمان طبیعی تعریف میکردن)
خلاصه که من بچم از ۳۰ هفته صدک رشدش پایین بود و هر هفته سنو داپلر و بیوفیزیکال میدادم تا رسیدیم به ۳۴ هفته و ۵ روز که صدک رشد به ۳ درصد رسیده بود و بچم fgrبود دکترم بهم گفت رو تغذیه ات کار کن و هفته بعد دوباره بیا برای سنو اگه تغییر نکرده باشه ۳۷ هفته ختم بارداری
خلاصه من کلی چیزای مقوی که به بچه وزن میده خوردم
و مجدد ۳۵ هفته ۶ روز با کلی استرس رفتم مطب بعد حدود ۶ ساعت نوبتم شد😮‍💨
رفتم داخل دکتر بهم گفت صدک رشد رسیده به ۹ درصد و خوبه ولی باید تا ۳۹ هفته زایمان کنم (۱۷ فروردین)
من قبل از عید بود که رفتم و دکتر سنو کرد
گفت من دیگه میرم تعطیلات تا ۱۶ فروردین نمیام هر هفته برو بیرون سنو بده منم خوشحال بودم که دیگه ۳۷ هفته بهم ختم بارداری نداده بود دیگه از مطب اومدم بیرون و اون آخرین سنو ی من بود که دادم😁
و خلاصه گذشت تا ۱۶ فروردین که دوباره نوبت داشتم پیش دکترم که بهم ختم بارداری بده ولی من نمیخواستم دیگه پیشش برم برای همین خودم و همسرم رفتیم بیمارستان تا یه ان اس تی بگیرم ببینم وضعیتم چطوره
وقتی رفتم استرس داشتم و حدودا ۴ بار ان اس تی رو تکرار کردم تا خوب شد مامای اونجا کلی باهام دعوا کرد که چرا تا الان بیخیال بودم و حرف دکترم رو گوش نکردم برم سنو و نامه داد که سریعا برم زایشگاه تا اونجا ازم سنو بگیرن
مامان آیه 🌱 مامان آیه 🌱 روزهای ابتدایی تولد
خب منم شرح زایمانم رو بنویسم اینجا ؛ من طبیعی زایمان کردم و از اولم تصمیمم به زایمان طبیعی بود چون حقیقتا تحمل درد بالایی دارم و به خودم میدیدم که از پسش برمیام ، ورزش های بارداری رو هم از هفته ۳۰ شروع کردم ، هفته ۳۷ رفتم پیش ماما (من پایش رشد و بارداری رو پیش ماما میرفتم) معاینه ام کرد گفت لگن خیلی خوبی داری و افاسمانت ۴۵ درصده (دهانه رحمم خیلی نرم بود) که گفت شیاف گل مغربی و ... استفاده نکن چون ممکنه زایمانتو سریع کنه ، هفته ۳۸ مجددا رفتم و معاینه کرد گفت نرمی دهانه رحم فوق العاده اس ، دو سانتی و همونجا یک سری ورزش های لگن انجام دادم که بچه پایین تر اومد و واقعا خودمم خسته بودم از بارداری چون خیلی دنده هام دردشون غیرقابل تحمل شده بود ، من خیلی به ماما اطمینان داشتم ، ایشون بهم گفته بود برای زایمان بیمارستان نیکان سپید حکیمیه برم چون بلوک زایمان اقدسیه خیلی شلوغه و با یه دکتری برای زایمانم هماهنگ کرده بودن که هفته ۳۸ باهاش تماس گرفتن شرایطم رو گفتن و دکتر گفت خب بیاد بیمارستان من کاراشو انجام بدم زایمان کنه که من گفتم میخوام بچه ام خردادی نشه! گفتن خب اوکی فردا صبح که ۱ تیرماهه بیا بیمارستان