سوال های مرتبط

مامان گل دخترام❤️ مامان گل دخترام❤️ ۴ ماهگی
من هیچ دردی نداشتم تا صبح سه شنبه که دکترم بهم ختم بارداری داده بود39هفته و 4روز
من بچه اولمم با آمپول فشار زایمان کردم
همون صب ترشح خونی دیدم برای ساعت هفت باید می‌رفتیم بیمارستان برا بستری شدن
دیگه رفتیم معاینه کردن دو سانت بودم تقریبا با دردای خیلی ریز و نا منظم
آمپول فشار رو شروع کردن و دکترمم اومد
یه ساعت بعد با دردای تا مرتب و خیلی ریز شدم چهار و نیم سانت دکترم تعجب کرد گفت خیلی خوبه همینطوری پیش بری بزودی زایمان می‌کنی
منم خوشحال و خندان دیگه دردام شروع شدن کم و بیش هی میومدن معاینه میکردن میگفتن همون4سانتی
پنج ساعت رو چهار پنج سانت موندم😢ینی پوستم کندن شد خداوکیلی
سه تا سرم فشار خوردم بازم دردام مرتب نمی‌شدم یه عالمه آمپول زایمان و آمپول هیوسین و ....زدن دکترم متعجب بودمیگفت چطوری دردت نمیگیره درست حسابی
هشت سانت بودم دردام پر زور نبود
دکترم می‌گفت زور بزن میگفتم اصلا ااونقدری نقباض و فشار بهم نمیاد که بخوام زور بزنم
درد داشتم ولی زور نداشتم
ینی مردم بخدا
بچه دوم بود تازه
خلاصه ساعت ده صبح آمپول فشار زدن بهم سه تا سرم فشار گرفتم یه عالمه آمپول و....ساعت 6عصر زایمان کردم‌‌....بخیه هم خوردن ولی نمی‌دونم چندتا
انشالله هرکسی که میخواد زایمان کنه بسلامتی زایمان کنه و فارغ بشه
مامان 🍓Liana🍓 مامان 🍓Liana🍓 ۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت 1


حدودا ساعت۶ صبح بود که دردام شروع شد در حد پریودی خیلی کم هر ۷ دقیقه یه بار ۶ دقیقه یه بار می‌گرفت ول میکرد گفتم حتما دردام تازه شروع شده تا ساعت ۳ بعد از ظهر صبر کردم و نرفتم بیمارستان ۳ ظهر وقت دکترم بود رفتم سونو بچه رو نشون بودم که گفت مایه بچه کمه بستری مینویسم ساعت ۵ رفتم بیمارستان بستری شدم معاینه کردن گفتن ۱ سانتی بعد از نیم ساعت گفتن ۲ هستی آمپول فشار رو زدن دردام شروع شد هر ۵ دقیقه یه بار می‌گرفت ول میکرد رفته رفته شدید تر شد هر ۳ دقیقه یه بار میشد اومد معاینه کرد گفت ۲ سانتو نیمی گفت تا صبح شاید زایمان کنی رفتم دسشویی مدفوع داشتم رفتم دردام خیلی شدید بود مامانم هی کمرمو ماساژ میداد بعد یکم راه رفتم بعدش دوباره رفتم رو تخت که دردام قابل تحمل نبود خیلی زیاد شد زور اومد بهم زور زدم کیسه آبم پاره شد به مامانم گفتم نگاه کرد گفت همراه با خون هست رفت ماما رو صدا کرد اومد گفت بچه داره میاد مامانمو بیرون کردن اینم بگم نفس عمیق خیلی تاثیر داره تو زایمان حتما انجام بدین
مامان ســـلین🪽🐣✨ مامان ســـلین🪽🐣✨ ۶ ماهگی
سلام مامانا من می‌خوام تجربه خودم رو از زایمان بذارم
قسمت اول
من زایمانم طبیعی بود
آخرین سونو که رفتم آب دور جنین گفتن کم شده و مقدار به ۶۰ میلی متر رسیده ، گفتن باید بستری بشی ، عصر بستری شدم بهم قرص زیر زبونی دادن و سرم وصل کردن ، دردام مثل درد پریودی بود ، دکترم گفت نزدیک صبح بهم آمپول فشار بزنن ، توی این تایم دو بار معاینه شدم ، صبح ساعت ۷ صبح بهم آمپول فشار زدن داخل سرم ، تاثیری نداشت ، چون فقط درد پریودی شدیدتر شده بود ، تا ساعت ۲ ظهر بهم همون سرم وصل بود ، دوباره معاینه شدم گفتن دهانه رحمت ۲ سانت بیشتر باز نیست ، شروع کردم به ورزش کردن ، بعد ورزش معاینه شدم دهانه رحمم شده بود ۴ سانت ، ساعت ۴ عصر ماما همراهم اومد و باهم ورزش کردیم ، ماما منو معاینه کرد و گفت دهانه رحم ۵ سانت رسیده و کیسه آب رو خودش پاره کرد ، بعد از اون دردام خیلی شدیدتر شده بود و تیر میکشید ، ولی تا ساعت ۹ شب هر سری معاینه میشدم میگفتن پیشرفت نمیکنی فقط ۶ سانت هستی ، اون وسط حالت تهوع گرفته بودم ، نمی‌تونستم گاز بیحسی استفاده کنم ، بخاطر پایین اومدن اکسیژن بهم ماسک وصل کردن ولی نمی‌تونستم راحت نفس بکشم ، فشارم افتاده بود و تمام بدنم از درد بعد از هر انقباض میلریزید ، نمیذاشتن ورزش بکنم چون دستگاه ان اس تی بهم وصل میکردن ، دردها به حدی شدید بود که میدونستم میمیرم و زایمان نمیکنم