۲ پاسخ

عزیزم شما سونو ان تی پیش ذوالفقاری رفتی ?جنسیت‌رو درست حدس زد؟
ببخشید سوال بی ربط پرسیدم

ممنون عزیزم ک مختصر و مفید توضیح دادی . بعضی ها کل داستان زندگیشونو تعریف میکنن تازه بخش بندی هم میکنن آدم حوصلش نمیکشه بخونه

سوال های مرتبط

مامان شاهان مامان شاهان ۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
خب من از اول از سزارین میترسیدم فقط میگفتم طبیعی از هفته ۳۶ دردای زایمانم شروع شد منظم یه هفته بستری شدم آمپول ریه زدن برام با یه سانت دهانه رحم دیگه مرخص شدم بعد یه هفته مرخص شدم ولی همچنان درد و انقباض منظم داشتم کلی ورزش و پیاده روی داشتم ۳۸ هفته و دو روز دیگه بچم تکون نمیخورد رفتم معاینه شدم رحمم کلن بسته شده بود تو بیمارستان راه رفتم پله بالا پایین رفتم یه سانت شد دیگه تا روز بعدش همینجور بود و بچم تکون نمیخورد دیگه بستری شدم برا زایمان ساعت هشت صبح آمپول فشار رو با سرم بهم وصل کردن دردام بیشتر شد تا ساعت یک رحمم سه سانت شد دیگه پیشرفت نکرد ساعت سه ظهر دوباره فشار زدن درد کشیدم درد کشیدم و رحمم باز نشد کلی معاینه تحریکی شدم به زور شد چهارتا تا ساعت ده شب بلاخره شد هشت سانت و کیسه آبم فقط سوراخ شد دیگه داشتم جون میدادم خودشون اومدن کیسه رو ترکوندن انقد دیگه درد کشیده بودم جون نداشتم زور بزنم و اینم بگم که وقتی درد و انقباض اومد باید زور بزنیم هر چی فشار دادم فایده نداشت
مامان پسته پسر👶🏼🩵 مامان پسته پسر👶🏼🩵 ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
یک هفته قبل زایمانم رفتم معاینه ۱ سانت بودم ولی سر بچه بخاطره ورزشام پایین بود و جای خوبی بودی دیگه کلی ورزش کردم و اسکات زدم و … اما دردم نگرفت که نگرفت🫠چند روز قبل زایمانمم رفتم مجددا معاینه دیدم همون ۱ سانتم دیگه مامام گفت اب ولرم و خاکشیر و عسل و یکم زعفرون بخورم ، شب خوردم ، صبح زودم بیدار شدم خوردم و دردام همون ۱ ساعت بعد شروع شد ساعت ۸ صبح درد داشتم دیگه دوبار حموم داغ رفتم و اینا ساعت ۴ رفتم بیمارستان ۳ سانت بودم اما چون درد منظم داشتم بستری شدم تا بستری شدم ساعت ۵ اینا شد ، یکم رو توپ ورزش کردم شدم ۴ سانت زنگ زدم ماما همراهم امد و ورزشارو شروع کردیم که خوب خیلی موثره و اینکه شوهرمم کل پروسه زایمان پیشم بود که واقعا تاثیر مثبت داشت اگه ماما همراه و شوهرم نبود قطعا دیوونه میشدم ، خلاصه ساعت ۹ شب اینا معاینه شدم دیدم ۵ سانتم که کیسه ابمو پاره کردن و من چون دیگه نمیتونستم برم تو وان رفتم روی توالت فرنگی نشستم و کمرمو اینارو زیر اب گرم گرفتم و همچنانم ورزش کردم ساعت ۹:۳۰ دیگه داشتم از شدت درد جون میدادم چون از ۸ صبح بیدار بودم و درد داشتم خیلی خسته بودم هیچی نخورده بودم از ترس مدفوع و اینا فقط اب عسل میخوردم که قندم نیوفته خلاصه وقتی ۹:۳۰ کفت بیا رو تخت برای معاینه چشمام سیاهی میرفت پیش خودم میگفتم بقیشو چجوری ادامه بدم و .. همین که دراز کشیدم گفت فول شدییی😳چشمام ۴ تا شد اصلا انگار دوباره امدم بیمارستان یا انگاری از خواب بیدار شدم دیگه هیچ خستگی نداشتم وقتی اینو شنیدم ( برای همین بود که همه ماما ها میگفتن از ۵ سانت تا ۱۰ سانت خیلی زود میگذره )
مامان جوجه مامان جوجه ۲ ماهگی
سلام خانوما
منم زاییدم
چون همیشه از تجربه شما استفاده کردم به خودم قول دادم یک روزی منم تجربمو بنویسم.
من ۷ ام ساعت دو بدون درد رفتم که بستری بشم. دهانه رحمم یک سانت بود .بهم قرص های زیر زبونی دادن و حدودا از ۵ و نیم درام شروع شد، تقریبا هر ۴ دقیقه اما خب طولانی نبود . در حد ده ثانیه و طوری بود که اون شب کلا دو ساعت هم رو هم نتونستم بخوابم.
فرداش معاینه کردن گفتن یک سانتی فرقی نکردی و من خیلییییییی تا امید شدم چون واقعا بعد اونهمه درد توقع پیشرفت داشتم. ساعت های ده ظهر حدودا دکترمم اومد کیسه آب رو زد و اون موقع گفت ۲ سانتی به زوووور و با ارفاق
نگم که چقدرررررررر بعدش وحشتناک تر شد همچی
وای هربار هم میومدن معاینه همون دو سانت به زور بودم!
من از سزارین متنفر بودم اما در حدی اذیت شدم که التماس میکردم سزارین کنن. حتی یک آمپول زدن گفتن درداتو کمتر می‌کنه و چون زیر ۴ سانتی فقط همین بی دردی رو میشه استفاده کرد اما اون فقط گیحم کرد 😔
خلاصه ساعت ۱/۵ گفتن دکتر گفته اگر تا ۳/۵ پیشرفت نکرد بره سزارین. نمیتونم بگم تا اون ساعت من چه زجری کشیدم. همش خودمو دلداری میدادم و به چیزای مثبت فکر میکردم تا زمان بگذره اما وقتی ساعت. رو می‌دیدم فقط پنج دقیقه رد شده‌ بود....
با اصرار من ساعت ۳ معاینه شدم و پیشرفت نکرده بودم و بردنم سزارین
پارت بعدی از سزارین میگم♥️