بهمن ماه اوایلش دخترم ظهر جمعه بود تب ولرز کرد رنگ پوستش مث گچ سفید سفید شد لباش کبود بعد پلارژین دادم خوب شد باز گرفت همین علائم وساعت ۵ ونیم یهو سفیدی چشماش و پوست صورت و بدنش زرد زرد شد و استفراغ ۳بار و ساعت ۹ شب هم ادرار خونی دوبار اصلا هم هیچی نخورد ن ظهر ن شب بردیمش بیمارستان براش ازمایش فاویسم نوشتن و همولیز فاویسم و نداشت ازمایش هپاتیت و تست کبدی ک مشکلی نداشت گفتن هموفیلی و همولیز بوده و گلبول قرمز خونش روی ۶ بود چندبار ازش ازمایش خون وادرار گرفتن ۴ روز بستری بود تو بیمارستان که دیگه از بی‌حالی در اومد خدارو شکر رنگ و روش هم خوب شد،همون روز هی بمن میگفت پاهام خیلی درد میکنن پاهام و ماساژ بده قلبم درد میکنه ضربات قلبش هم تند میزد ک گفتن بخاطر همین کم خونی خیلی شدید بوده امشب هم خیلی بدو بدو بازی کرد با دختر همسایمون صورتش کبود بنفش شده بود رنگ پریدگی و خسته ی خسته بمن میگفت پاهام و ماساژ بده خیلی درد میکنن،قبل این ک بستری بشه میگفت زیر دنده سمت راستش درد میکنه هی دست میزاشت میگفت اینجام خیلی درد میکنه ولی خداروشکر کبد و هپاتیت مشکلی نداشت،و میگه ی چیزی مث سنگ تو گلومه همون شب هم میگفت ینی وم خونی همولیتیک هست یانه؟دکتراش هم نفهمیدن باز چشه بچه

۹ پاسخ

یه دکتر قلب هم ببرین

بهش خون دادن توبیمارستان وقتی بستری بود؟
نمیخوام بترسونمت
ولی اگه خونش پنج به پایین بیاد میره تو کما

ببر سونو گلم

عزیزم حتما دکترش رو عوض کن و ببر یه دکتر متخصص خون کودکان‌باید دلیلش رو بفهمن.ولی کمخونی خودش این علائم رو داره.حواست به رنگ ادرارش باشه همیشه.پسر من فاویسمه و بستری شده بود.همیشه حواسم به ادرارش هست

سلام عزیزم انشالله هیچی نیست ولی اگه دختر گلتو پیش یه متخصص قلب ببری بهتره

عزیزم پیش دکتر قلب بردین؟اخه شما گفتین به قلبش اشاره میکنه یه چکاپ قلب میبردین خیالتون راحتذمیشد ،انشالله که چیزی نیس توکل بخدا

انشاالله که چیزی نیست گلم بازم میبردی پیش یه متخصص دیگه، به حرف یه دکتر نمون

نمیدونم عزیزم بهتره که دکتر خوب ببری . ان شا.. چیزیش نیست نگران نباش.

چکاپ کامل داد؟

سوال های مرتبط

مامان طاها و نورا مامان طاها و نورا ۱ ماهگی
خانما تورو خدا کمکم کنید پسر من شبا تو اتاق خودش می‌خوابه خیلی وقته ، هیچ وقتم مشکلی نداشته ، شبا ساعت ده و نیم میبرمس تو اتاقش براش قصه و لالایی میگم بوسش میکنم و با هم حرف می‌زنیم ، دیگه ساعت یازده خواب بود ،بعذس دیگه من میومدم تو اتاقم ، خودش هم میدونین که وقتی خاوبس می‌بره من میام تو اتاقم و هیچ مشکلی نداشت ، الان سه چهار شبه نمی‌دونم چش شده همین کارارو براش میکنم اما میگه خوابم نمی‌بره ،بلند میشه گریه می‌کنه میگه خوابم نمی‌بره بیام تو اتاق شما ، دو شب بردمش تو سالن با هم جا انداختیم خوابیدیم ولی دیدم اینجوری نمیشه ، باباشم باهاش صحبت کرد که باید مثل همیشه هر کسی تو تخت خودش بخوابه ، اونم قبول کرد اما دوباره شب که شد ماجرا شروع شد ، الان دو ساعت آوردمش تو تختش ،هر از چند دقیقه یه بار بلند میشه میشینه میگه من اگر بخوابم تو نری ها ، تو بمون ، مشکلم اینه اگر هم بگم باشه دو باره ساعت سه صبح بیدار میشه با گریه میگه کجایی ، منم از بس نشستم پایین تختش خسته شدم خودمم خوابم میاد عصبانی شدم خیلی دعواش کردم گفتم می‌خوام برم تو اتاق خودم اونم خیلی گریه کرد ولی مجبور شد قبول کرد ،حالا هم فکر کنم خوابیده ، ولی خیلی نگرانشم ، نمی‌دونم چش شده ؟اصلا اینطوری نبود