۷ پاسخ

اگه تب میکنه شاید خوراکی چیزی مونده

پسر منم ویروس گوارشی گرفت بعدش هی میگفت بالا دارم تو گلومه نمیتونم نفس بکشم و بالا هم می آورد بردم دکتر گفت رفلاکس معده هست و بهش شربت امپرازول داد الان خوب شده خداروشکر

به دکتر مشکلشو گفتی گفت سونو نمیخواد

باید سونو از گلوش بگیری شایداز تیروئیده

سنگ لوزه نداره؟؟؟؟

ی وقت برای غده تیرویید نیست؟

بستری نکردی؟کاش میکردی بررسی میکردن خیالت راحت میشد

سوال های مرتبط

مامان نازنین زهرا مامان نازنین زهرا ۶ سالگی
بهمن ماه اوایلش دخترم ظهر جمعه بود تب ولرز کرد رنگ پوستش مث گچ سفید سفید شد لباش کبود بعد پلارژین دادم خوب شد باز گرفت همین علائم وساعت ۵ ونیم یهو سفیدی چشماش و پوست صورت و بدنش زرد زرد شد و استفراغ ۳بار و ساعت ۹ شب هم ادرار خونی دوبار اصلا هم هیچی نخورد ن ظهر ن شب بردیمش بیمارستان براش ازمایش فاویسم نوشتن و همولیز فاویسم و نداشت ازمایش هپاتیت و تست کبدی ک مشکلی نداشت گفتن هموفیلی و همولیز بوده و گلبول قرمز خونش روی ۶ بود چندبار ازش ازمایش خون وادرار گرفتن ۴ روز بستری بود تو بیمارستان که دیگه از بی‌حالی در اومد خدارو شکر رنگ و روش هم خوب شد،همون روز هی بمن میگفت پاهام خیلی درد میکنن پاهام و ماساژ بده قلبم درد میکنه ضربات قلبش هم تند میزد ک گفتن بخاطر همین کم خونی خیلی شدید بوده امشب هم خیلی بدو بدو بازی کرد با دختر همسایمون صورتش کبود بنفش شده بود رنگ پریدگی و خسته ی خسته بمن میگفت پاهام و ماساژ بده خیلی درد میکنن،قبل این ک بستری بشه میگفت زیر دنده سمت راستش درد میکنه هی دست میزاشت میگفت اینجام خیلی درد میکنه ولی خداروشکر کبد و هپاتیت مشکلی نداشت،و میگه ی چیزی مث سنگ تو گلومه همون شب هم میگفت ینی وم خونی همولیتیک هست یانه؟دکتراش هم نفهمیدن باز چشه بچه
مامان شکوفه گیلاس 🍒 مامان شکوفه گیلاس 🍒 ۵ سالگی
سلام وقت بخیر
دختر من ۵ سالشه از پارسال با یکی دوست شد منم با مامانه دختره دوست شدم
هیچی اینا رفتن پیش دبستانی و اینا اون دختر خیلی شخصیتش با دختر من فرق می‌کنه برون گراس خیلی
دختر من درون گراس
از همون اول دختر من بی میل بود با دوستی با این بچه
همش بهش اخم میکرد جوابشو نمی‌داد
حالا الان پیش دو باهم هستن دخترم میگه مامان اذیتم می کنه همش میگه از اینجا راه نرو از این ور برو
دوست پیدا نکن من دوستتم هرکسی هم میخواد بره سمت دخترم نمیزاره میگه این بداخلاقه نرسد پیشش
حالا مادر اون دخترم همش زنگ ب من ک دخترم میگه چرا برکه دوستم نداری صداش میکنم جواب نمیده اخم می‌کنه
منم گفتم چون خیلی رفتارهای کنترل گرانه داره دخترتون
همش میاد از بچه من می‌پرسه با من دوستی منو دوست داری
بعد می‌گفت دختر من تازگیا اینطوری شده ولی برکه از همون اول ب بچه من اخم میکرد
منم گفتم باشه با کمک مشاور پیگیری میکنم
برکه خودش میگه دوسش ندارم مامان
حالا میگید من چیکار کنم از دو طرف تو فشارم
بگید با برکه چطور رفتار کنم
ب مادر اون چی بگم
روانی شدم🤕🤕