۱۴ پاسخ

دختر منم خیلی حرف تشنو و لجباز شده
اصلا انگار صدای منو نمیشنوه وقتی باهاش حرف میزنم 🥲

دقیقا پسر من لجباز و عصبی شده

دقیقا دختر منم اصلا نمیزاره شونه بکشم موهاشو لباساشو نمیزاره عوض کنم یعنی کلافه شدم

دختر منم دقیقا همین بود، ارزو به دل موندم که موهاشو شونه کنم چه برسه به زدن سنجاق و گل سر، ی مدت هی فیلم از اینستا میگرفتم که بچه ها نشستن مامانشون موهاشونو درست میکنه(تبلیغ پیج فروش اکسسوری) و نشون دخترم میدادم باهاش حرف میزدم که بالاخره از یک ماه پیش گذاشت موهاشو شونه کنم

دختر منم همینه.پیر شدم از دستش.خیلی خسته م میکنه

عزییییزم حق داری میفهمم چی میگی ولی تنها راه اینه واسه هر لجبازیش یه بازی یا داستان پیدا کنی من اوایل ارتا که میزد به در لجبازی و گریه های جهنمی همزمان بهم میریختم ولی الان با صدای خیلیییی آروم باهاش حرف میزنم تا مجبور بشه آروم بسه گه صدای منو بشنوه بعد با یه بازی یا داستان من درآوردی رد میکنیم اون مرحله رو

دخترمن انقد موهاشو نمی بست عین هموسو( پدرجومونگ ) شده بود🤣🤣البته به قول شما از دوسالگی اینجوری شد از ناچاری رفتم کوتاه کردم ولی موقعی که بلند بود خیییییلی خوشگل بود حتی یدونه گیره هم نمیزاره سرش
بقیه دخترارو میبینم دلم میره برا موهاشون خدایا چرا دخترمن انقد هپلی هپو شد اخ😫

موهاش رو کوتاه کنید
شربتی چیزی نمیدین بهش؟شاید رو بچه تأثیر میزاره

ببین تجربه من اینه پسر من جدیدا بیرون می‌رفتیم دستمو نمی‌گرفت صبح بیدار شد بهش گفتم قراره بعد ناهار بریم بیرون قول میدی رفتیم بیرون دستمو بگیری و پسری خوبی باشی گفت آره تا قبل رفتن پونصد دفعه بهش گفتم و باورت شاید نشه اثر کرد یا اسباب بازیاشو جمع نمی‌کرد شب موقع خواب یه داستان من درآوردی از بچه ایی‌ ‌که اسباب بازیاشو جمع می‌کنه گفتم فرداش اسباب بازیاشو جمع کرد

تنها راه چاره مدارا کردنه
مردم بیرون هم همه یا بچه کوچیک دارن یا دیدن
یه مدت بیخیال شو خودش درست میشه

وای دختر من پیر شدم این چند وقته

پیر منم 🫂🤦🏻‍♀️

دقیقن دخترمن همین الان اونقدرخودمو زدم ازدستش. به شوهرم گفتم بیا بچه هاتوبگیر تابرم خونه بابام خستم شد ازشون

دقیقا.پسرای من

سوال های مرتبط

مامان دو فرشته مامان دو فرشته ۳ سالگی
سلام از روز پنجم پوشک گرفتن امروز ما بدون خطا گذروندیم و دیگه دخترم کامل خودش اعلام می کرد.امروز تجربه بیرون از خونه هم داشتیم به توصیه دوستان گهواره پوشک شرتی پوشوندم بهش و گفتم این شرت جدید نباید خیسش کنی .اونم حرف گوش کرد.بیرون یکبار داخل مهمانی بردمش سرویس .با اینکه شبیه سرویسخودمون بود گفت بریم بیرون میترسم.ولی من سریع حواسش به مایع دستشویی و بقیه چیزا پرت کردم و نشوندمش تا کارش انجام داد.خوب غول پوشک برداشتن البته از نظر من پی پی مونده بود چون دختر من سابقه یبوست داشت سعی کردم تو این مرحله مرتب بهش ملین بدم مقعدشو چرب کنم و با روغن زیتون تلفظ چرب کردم.وقتی فهمیدم زمان پی پی کردنش بردمش سرویس نشوندمش شروع کردم کتاب خوندن یهو دیدم گفت مامان جیش کردم بعد گفت نه پی پی کردم .خیلی براش عجیب بود با یه حالت دست پاچه که انگار یه چیز وحشتناک دیده بود .سعی کردم عادی برخورد کنم شستم و گفت بای بای پی پی برید خونتون.حس کردم کامل انجام نداده پس باز نشوندمش و شروع به یه کتاب دیگه 🥴که دیدم نه خبری نیست .احتمال می دم اگر ترس کامل ریخته بود باز هم انجام می داد.برای همین فکر کنم باید این مراحل روز های دیگه هم تکرار کنم تا این ترس و این موجود ناشناخته البته از نظر دخترم بریزه‌.