تقریبا ۱۳ روز دیگه پسر قشنگم بغلمِ🥲 خیلی ذوقشُ دارم ، فکر نمی‌کردم خدا به این زودیا آرزومُ برآورده کنه و کوچولو بزاره تو دلم ، بعضی وقتا شرمنده خدا میشم ...
انشاالله پسرمُ سالم بغل بگیرم و با خوشحالی بیام خونمون
بیشتر از اینکه استرس دارم ذوقشُ دارم ، برا شیر دادنش ، بغل کردنش ، لحظه شماری میکنم تک تک لباساشُ تنش کنم حتی از بیخوابیاشم نمی‌ترسم چون رو خوابم حساس نیستم ، دلم میخواد یه خونواده شاد بسازم که وقتی نگاه میکنم بهشون کیف کنم

نگران رابطه خودمُ همسرمم میترسم بعد نی نی فاصله بیفته من خیلی سعی میکنم بهترش کنم ولی بیشتر از هر چیز استرس این موضوع رو دارم، شما راهکاری دارید؟

نگرانی بعدیم واسه اینه که دلم نمی‌خواد بعد زایمانم خونه شلوغ پلوغ باشه هر کسی ی گوشه خونه بین وسایل من باشن دلم میخواد ی نفر بیشتر نباشه رفت و آمد کم باشه ، می‌دونم همه بخاطر خودم میان و دوسم دارن اما من خیلی رو خونه وسایلم حساسم

خلاصه که این نه ماه خیلی زود گذشت ...
بریم که یه فصل جدیدی از زندگی رو ورق بزنیم

۱ پاسخ

ببین روزای اول خیلی سخته تا یه ماهگی اگر بتونی کنترلش کنی خیلی خوب میشی انشالله بسلامتی دنیا اومد از اول عادتش بده به گهواره تو گهواره بخوابه بغلیش به هیچ عنوان نکن رو‌پات نخوابون فقط تو گهواره شیرشو دادی بزار من از اول همین کارو کردم که شبا از شوهرم دور نخوابم و مثل قبل باشه درسته بی خوابی و اینا زیاد داره کولیک شدید داره ولی خب میگذره انشالله

سوال های مرتبط