۲۱ پاسخ

ای جانم چقد قنده عزیزم 😍
خدا حفظش کنه گلم 🤲❤️

خودااااااااااااا😍😍😍🥺🥺🥺 ینی منم قراره از این صحنه ها ببینم😍😍😫😫😫 غش میکنم من

شما از مای بیبی جداش کردی گل دخترو

خدا حفطش کنه دلم خواست

خدا برات نگهداره 😘😘😘

ویی خدا انگار عروسک نشسته اونجا🥹😍❤️

به نظرم دخترا و زنا مظلومترین موجودات تاریخن🫠

قلبم😍😍😍

خداحفظش کنه براتون قدرشوبدون خدابه هرکی دخترنمیده به من دخترنداد توحسرتش موندم

خداااا😍😍😍😍بهش یاد بده از تلویزیون فاصله بگیره

یه دختر کوچولو خدا بهم بدهکاره🥺کاش منم وقتی مادر شدم بچم دختر باشه چون من خواهر ندارم🥲

الهی بگردم خداحفظش کنه ..یکی از آرزوهام داشتن دختره انشالله خدا منو هم لایق بدونه و از این نعمت بهرمند بشم

ای جانم بگردمش 🥰 خداروشکر که من قرار لذت داشتن دختر و تجربه کنم❤️❤️❤️

اره واقعا
ولی من دوس ندارم زود بزرگ بشه😢

خدا حفظش کنه عزیزم
منم یه دختر دارم خیلی شیرینه دختر داشتن یه نعمته بزرگه
با هر کارش هزار بار ذوق میکنم🥹🥰

منم یکی دارم دومی هم تو راهه🥹🩷

ماشاالله خدا حفظش کنه♥️♥️

ای جانم منم خیلی دوس دارم دختر داشت باشم

خدا حفظش کنه برات داغش نبینی اجی

ای جانم چقد قنده خدا حفظش کنه منم دختر دارم با ذوق دیدن این روزا🫠💗

عزیزممممم 😍😍😍
موهاشو 🥹

سوال های مرتبط

مامان هیراد مامان هیراد ۲ ماهگی
آخرین جمعه ی بدون بچه🥺
هفته ی دیگه همین موقعه هیرادم به دنیا اومده و دو روزشه🥹
خیلی حس عجیبی دارم.
اصلا باورم نمیشه که ۹ماه بارداری انقدر زود تموم شد و لحظه ی دیدارمون فرا‌رسیده🥹
این روزا آخرین‌روزای دو نفره بودنمونه و من هنوز باور‌م‌ نشده که قراره خانوادمون سه نفره بشه🥺
هم دلم گرفته هم خیلی خوشحالم.
میدونم که از هفته ی دیگه من هیچ وقت اون آدم سابق نمیشم و قراره همه ی الویت هام و زندگیم تغیر کنه🥺
میدونم که دلم خیلی برای این روزامون تنگ میشه و تاابد دلم میخواد که دوباره به این روزا برگردم ولی نمیشه🥺
امیدوارم هیچ وقت از بچه داشتن پشیمون نشم و پسرمو با عشق و تو یک خانواده ی سالم بزرگ کنم.
از خدا میخوام که خیلی خیلی بهم قدرت و توان بده که از پس مسئولیت به این سنگینی بربیام🫀
واقعا ترس تمام وجودمو گرفته ولی همه چیز رو به خدا میسپارم و میدونم که مثل همیشه راه رو بهم نشون میده🥺
بی صبرانه منتظرم ببینمت سنگ صبور مامان🫀🥺
تو رو خدا از آسمون و از بین قشنگترین فرشته هاش برای من فرستاده پس تو عشق آسمونیه من هستی🫀


۱۴۰۵/۲/۱۱
مامان مموش مامان مموش ۳ ماهگی
تقریبا ۱۳ روز دیگه پسر قشنگم بغلمِ🥲 خیلی ذوقشُ دارم ، فکر نمی‌کردم خدا به این زودیا آرزومُ برآورده کنه و کوچولو بزاره تو دلم ، بعضی وقتا شرمنده خدا میشم ...
انشاالله پسرمُ سالم بغل بگیرم و با خوشحالی بیام خونمون
بیشتر از اینکه استرس دارم ذوقشُ دارم ، برا شیر دادنش ، بغل کردنش ، لحظه شماری میکنم تک تک لباساشُ تنش کنم حتی از بیخوابیاشم نمی‌ترسم چون رو خوابم حساس نیستم ، دلم میخواد یه خونواده شاد بسازم که وقتی نگاه میکنم بهشون کیف کنم

نگران رابطه خودمُ همسرمم میترسم بعد نی نی فاصله بیفته من خیلی سعی میکنم بهترش کنم ولی بیشتر از هر چیز استرس این موضوع رو دارم، شما راهکاری دارید؟

نگرانی بعدیم واسه اینه که دلم نمی‌خواد بعد زایمانم خونه شلوغ پلوغ باشه هر کسی ی گوشه خونه بین وسایل من باشن دلم میخواد ی نفر بیشتر نباشه رفت و آمد کم باشه ، می‌دونم همه بخاطر خودم میان و دوسم دارن اما من خیلی رو خونه وسایلم حساسم

خلاصه که این نه ماه خیلی زود گذشت ...
بریم که یه فصل جدیدی از زندگی رو ورق بزنیم