ب خاطر سنش دختر منم یهو مادرشوهرمو میزنه بیچاره کمرش عمل کرده اونروز با لگد زد ب کمرش واقعا از این کارش بدم میاد
شاید مامان ومادرشوهرت به خاطر دوست داشتنه بچه مدام قربون صدقش میرن ومیخوان همش عشقشونو به بچه نشون میدن بچه اینطوری شده،یه جورایی از دوست داشتن زیاد بچه پررو شده وفک میکنه هرکاری بخواد میتونه بکنه،باباها طبیعتا خیلی دوست داشتنشون و با کلام نشون نمیدن ولی مامانا چرا،بهتره یه مدت مامانا خیلی بهش توجه نکنن شاید بهتر شد
بچه ها تو این سن واقعا عجیب غریبن. شوهر من صبور ترین آدمیه که دیدم ولی امروز از دست پسرم میخواست سرشو بکوبه به دیوار.بهونه گیریای الکی،جیغ وداد الکی،واقعا دیگه کلافه شدیم
چون یکی یدونه نوه هستن اینجور لوسم میشن
اوضاع ما هم همینه گلم، کارهای خارقالعاده انجام میدم، همه رو ذله کرده😔😔
دختر ون حالا نمیزنه ولی با مامان و مادرشوهرم جور نیست مامانم اکه بکشیش بوس نمیکنه ولی بابامو تند تند بوس میکنه با پدر شوهرم هم خیلی جوره
سلام نسرین جون خوبی
به نظرم با یه روانشناس کودک صحبت کن شاید علت خاصی داشته باشه
پسر منم همین بود خیلی وقتا به مادر همسرم میگفت دوست ندارم خونتون نمیام باهام حرف نزن یا مامان خودمو هم میزد یه مدت باهاش حرف زدم دیدم عوض نمیشه با رفتارم نشون دادم مثلا ما روزی بیست تا کتاب میخونیم اون زمان نمیخوندم براش میگفت چرا نمیخونی میگفتم رفتارت ناراحتم میکنه وقتی ناراحتم نمیتونم کتاب بخونم برات یا مثلا نمیبردمش خونه شون میگفتم ناراحت میشم اینجوری رفتار میکنی دلم نمیخواد بقیه فکر کنن تو کنترل رفتارتو نداری(باید کنترل کردن یا کلا معنی کلمات و بهش یاد بدی)خلاصه با قصه های ساختگی خودم که یه بچه بود کارای بد میکرد رفتار بد میکرد فرشته کوچولوی مهربونش تا میخواست براش ستاره بسازه این بچه یه رفتار اشتباه میکرد و ستاره پودر میشد میفتاد زمین تا اینکه انقدر ستاره ها پودر شدن دیگه آسمون همیشه تاریک بود یه شب فرشته کوچولو یواشکی اومد تو خواب بچه بهش گفت باید مهربون باشی و کارای خوب بکنی تا آسمون پر از ستاره بشه و بتونیم تو شب بریم بیرون دور بزنیم بجه هم از فردای اون روز همش کارای خوب میکرد ،ازین مدل قصه ها خیلی جواب میده ،بیشتر درک میکنن چی میگی ،پسر من خداروشکر دیگه نمیزنه و حرفای عجیب و غریب نمیگه
با روانشناس مشورت کن بهتر میدونن من تو بچه های اطرافیان دیدم تقریبا اینجوری اما دختر خودم اینطور نیست خیلی دوسشون داره
پسر منم همینجوریه ولی فقط با مادرشوهرم اینجوریه، اونم زبونی مثلا میگه من نوه هامو یه اندازه دوست دارم ولی موقع عمل که میرسه خیلی فرق میذاره، پسر منم کلا حوصلشو نداره من حس میکنم پسرم چون فرق رو میفهمه ازش خوشش نمیاد
عزیزم پسر منم همینجوریه
فکر کنم اقتضای سنشونه
چون ما هم خانواده آرومی هستیم
بهترین کار فکر کنم اینکه صبور باشین و وقتی میگه مثلا میخام مامانجون رو بزنم اصلا جوابشو ندین انگار نشنیدین و فقط حولسشو پرت کنین
با خشونت اصلا نتیجه نمیگیرین
ای وای چقدر یسری از رفتار بچه ها تو مخیه.بنظرم وقتی خودتون تنهایید باهاش خیلی حرف بزن بگو مثلا نباید مامان جون رو بزنی از دستت ناراحت میشه زدن کار بدیه یا بکو اگه به این رفتارش ادامه بده دیگه مامان جون مثلا فلان غذای خوشمزه که تو دوس داریو واست درست نمیکنه یا خوراکی و اسباب بازی واست نمیخره چون تو اذیتش میکنی و دلیل رو بپرس که چرا وقتی مامان جون رو میبینی میزنی اگه این بازیش هست که باید یاد بگیره یجور دیگه انرژیشو خالی کنه ....کلا باید بفهمه برای کارای اشتباهش از یه چیزایی منع میشه تا یاد بگیره عواقبش رو بپذیره
دختر منم با مامانم اینجوری بود یه مدت بهش گفتم بهش بی توجهی کن .دیگه کاراشو تکرار نکرد
ولی بهتره خیلی جدی قاطع باهاش برخود کنی دعواش کنی و از چیزی که دوست داده منعش کنی مثلا بازی خوراکی یا کارتون و انجام بدینش
بنظرم با یک روانشناس کودک مشورت کن بهتر راهنماییت میکنه
پسرعروس جاریم شش روز از پسر من بزرگتره
و چون تنها نوه ی اوناس و عموها و عمه هاش خیلی دوسش دارن و همه توجه ها روشه وهمه لی لی به لالاش میزارن
اونم یسره همه رو میزنه
مامانبزرگ بابابزرگشم و کلا همه رو
کوچیک و بزرگ نمیشناسه
مقتضی سنشه
به نظرم یک مدت دور نگه دار ازشون، وقتی اینجوری میکنه روبرو نکن باهاشون، مثلا ۱ ماه نرو اصلا ببین از سرش می افته یا نه
دختر من بعضی وقتا اصلا نمیخواد پیششون وایسته میگه دوس ندارم پیششون وایستم گریه میکنه ، بعد از یک مدت باز بهتر میشه دوباره باز اصلا واینمیسته
یه چند وقت نذار ببینتشون تا از سرش بیفته بچس دیگه هرچقدم بگی کار خودشو میکنه
اصلا هم جلوش تا حالا دعوا نکردیم
منو شوهرم رابطمون خوبه باهم
حتی فیلم جنگی و بزن بزن نمیذاریم براش
همش کارتون و آهنگ
کلی اسباب بازی میخریم براش
خوراکش خوبه همه چیش کامله نمیدونم دلیل رفتارش چیه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.