۶ پاسخ

رفتیم بیرون قرص خریدم معده درد داشتم انقدر شلوغ بود انگار ساعت ۵غروب بود چنان شلوغ بود اجیل فروشی شیرینی فروشی ها خیلی شلوغ بود

نیاراد نمیزاره من حوصلم سر بره همش نق میزنه بقلش کنم سرپا باشم نشینم معدم عصبیه از دستش عصبیم معده دلم داره میترکه قرص خوردم فایده نداره دوست دارم بشینم جلوش جیغ بزنم بزنم تو سرم بلکه بی مادر بشه راحت بشه کمر برام‌نمونده سنگین ماشالله الان دیگه رد دادم زنگ زدم مامانم امد بردش پایین

والا پوسیدیم قیامت بشه خلاص شیم

هیچ خسته خسته درازم

از خستگی و گشنگی دراز کشیدم گهواره چک میکنم

اخبار میبینیم 😏

سوال های مرتبط