۶ پاسخ

عزیزم منم مثه شما فک میکردم بیخیالم تا رفتم پیش دکتر فروزان واقعا با حرفاش آرومم کرد واقعا همه چی تمومه حرف ک میزنه کل استرس هات میریزه و بیخیال میشه

میگن بیخیال باشید فلان باشید بخدا خیلی وقته بیخیالم حتی دیگه دلمم نمیخاد اقدام کنم شوهرم میگه میگم باشه ولی اصلا دیگ حسی ندارم

منم ماه ۱۸ اقدامم
دوماهه بیخودی وسط سیکل ک میشه میخوام اقدام کنم ب لکه بینی میفتم دکتر سونو کرد گقت رحمت پاکه طبیعیه انگاری خدا نمیخواد اقدام کنم دیشب بقدری گریه کردم ب هق هق افتادم طفلی شوهرم چقدر ناراحت شد . نمیدونم چرا خدا با ما اینکارو میکنه مگه میشه بدون دلیل ۲سال چشم انتظار باشیم

منم ۳ماه اقدام کردم نشد دکتر گفت لابد عفونت داری بهم دارو داد .منم برا شوهرم قرص عفونت گرفتم خورد این ماه باردار شدم شاید شوهرتوام عفونت داره ی ۱۰تا بخوره

الهی مژگان درکت میکنم انتظار خیلی سخته بخصوص وقتی دنبال راهکاری و تلاش میکنی ولی این بچه اوردن مقوله ای عجیبی شده طرف با دوست پسرش پر از استرس رابطه برقرار میکن بچه میشه نامزدی مواظبی بجه دار میشی نمیخوای بچه دار میشی ولی وقتی میخوای خبری نیست به اینکه میگن بیخیال باش هم نیست فقط فقط باید زمانی ک خدا خواسته برسه همین فقط باید شکرگزار خدا باشیم

والا من الان نزدیک ی سال هست بیخیالم اصلا بهش فکر هم نکردم اما نشده

سوال های مرتبط